تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

خرید کتب جدید جهت تجهیز کتابخانه های خوابگاه های دانشجویی

بمناسبت هفته خوابگاه ها کتابخانه های خوابگاه ها به کتب جدیدتجهیز شد.

به گزارش هویت ما زنجان،بمناسبت هفته خوابگاه های دانشجویی با اختصاص ۴۰ میلیون ریال اعتبار چندین جلد کتاب درزمینه های سیاسی ،فرهنگی ،مذهبی ،اجتماعی جهت تجهیزکتابخانه های خوابگاه های دانشجویی خریداری وتحویل مسولین خوابگاه ها شد. 

ادامه‌ی پست

داستان کوتاه “مرگ یک کارمند” از آنتوان چخوف

چرویاکف از عطسه ای که کرده بود به هیچ وجه احساس شرمندگی نکرد ؛ لب و لوچه را با دستمال پاک کرد و به عنوان مردی مؤدب و با نزاکت ، به پیرامون خود نگریست تا مطمئن شود که اسباب زحمت کسی را فراهم نکرده باشد. اما درست در همان لحظه ، ناچار شد احساس شرمندگی کند زیرا مردی مسن را دید که در ردیف اول ــ درست جلو خود او ــ نشسته بود و داشت کله ی طاس و پس گردن خود را با دستکش به دقت خشک میکرد و زیر لب ، غر می‌زد.

در شبی خوش ، کارمندی به اسم ایوان دمیتریچ چرویاکف که خود نیز به اندازه ی همان شب ،‌ خوش بود در ردیف دوم تئاتر نشسته و دوربین به چشم سرگرم تماشای اپرت « ناقوسهای کورنیلف » بود. چشم به صحنه دوخته بود و عرش اعلی را سیر میکرد. اما ناگهان … راستی در داستانها غالباً به عبارت « اما ناگهان » بر میخوریم. مؤلفان حق دارند این جمله را به کار گیرند چرا که زندگی پر است از رویدادهای ناگهانی و غیر منتظره! باری … اما ناگهان صورت او پر چین و چروک شد ، چشمهایش به پیشانی اش غلتیدند و نفسش بند آمد و … هاپچی!!! و همان طوری که ملاحظه میفرمایید ، ایشان عطسه کردند. هر کسی ــ حالا میخواهد دهاتی باشد یا کلانتر یا حتی مدیر کل ــ ممکن است عطسه کند. چرویاکف از عطسه ای که کرده بود به هیچ وجه احساس شرمندگی نکرد ؛ لب و لوچه را با دستمال پاک کرد و به عنوان مردی مؤدب و با نزاکت ، به پیرامون خود نگریست تا مطمئن شود که اسباب زحمت کسی را فراهم نکرده باشد. اما درست در همان لحظه ، ناچار شد احساس شرمندگی کند زیرا مردی مسن را دید که در ردیف اول ــ درست جلو خود او ــ نشسته بود و داشت کله ی طاس و پس گردن خود را با دستکش به دقت خشک میکرد و زیر لب ، غر میزد. چرویاکف در همان نگاه اول ، همردیف ژنرال بریزژالف مدیر کل اداره ی راه را شناخت و با خود فکر کرد: « چه بد شد که به سر و کله اش تف پاشیدم! گرچه رئیس مستقیم من نیست ، با اینهمه خیلی بد شد … باید از حضورشان عذرخواهی کنم ». 

تک سرفه ای کرد ، اندکی به جلو خم شد و دم گوش ژنرال ، به نجوا گفت: 

ــ ببخشید قربان … جنابعالی را خیس کردم … تعمد نداشتم قربان … 

ــ مهم نیست … 

ــ شما را به خدا ، ببخشید … عرض کردم تعمد نداشتم ، قربان … 

ــ مهم نیست ، راحت باشید! لطفاً حواسم را پرت نکنید! 

چرویاکف ، باز احساس شرمندگی کرد ، لبخند احمقانه ای بر لب آورد و نگاه خود را به صحنه دوخت ؛ گرچه چشمش به صحنه بود اما دیگر عرش اعلی را سیر نمیکرد. اضطراب و نگرانی ، عذابش میداد. در فاصله ی دو پرده ، به طرف ژنرال رفت ، چند دقیقه ای در اطراف او چرخید ، سرانجام بر ترس خود فایق آمد و من من کنان گفت: 

ــ جنابعالی را خیس کردم ، حضرت اجل … ببخشید ، ولی بنده … نه آنکه تصور بفرمایید بنده قصد … 

ژنرال که لب زیرینش ، از سر بی حوصلگی مرتعش شده بود گفت: 

ــ آه کافیست آقا! بس کنید! … من که فراموشش کرده ام … 

چرویاکف نگاه آمیخته به تردیدش را به ژنرال دوخت و با خود فکر کرد: میگوید « فراموش کرده ام » ولی در نگاهش طعنه موج میزند. نمیخواهد حتی کلمه ای با من حرف بزند. نه ، باید توضیح بدهم … باید متوجه اش کنم که قصد بدی نداشتم … باید بفهمانمش که عطسه یک امر طبیعی است وگرنه ممکن است دچار این توهم شود که به عمد خیسش کرده بودم. تازه اگر هم امشب این تصور را نکند ، فردا به این فکر خواهد افتاد! … 

بعد از خاتمه ی نمایش ، به خانه رفت و ماجرای عطسه ی گستاخانه و بی ادبانه ی خود را برای همسرش تعریف کرد. زنش ــ البته به گمان چرویاکف ــ موضوع عطسه را خیلی سرسری تلقی کرد ؛ ابتدا دستخوش ترس و وحشت شد اما وقتی دریافت که ژنرال بریزژالف ، رئیس دیگران است ، نه رئیس چرویاکف ، آرام گرفت و گفت: 

ــ با اینهمه ، برو خدمتش و ازش عذرخواهی کن ، وگرنه ممکن است تصور کند که از آداب معاشرت ، بو نبرده ای! 

ــ با نظرت موافقم … البته عذرخواهی هم کردم ولی خیلی عجیب است که … جواب درست و حسابی به من نداد … ناگفته نماند که فرصت هم کافی نبود … 

صبح روز بعد ، لباس رسمی نو خود را پوشید ، سر و صورت را صفا داد و به قصد ادای توضیحات ، به خدمت ژنرال شتافت … در سالن پذیرایی ایشان ، مراجعان زیادی نشسته بودند ، خود بریزژالف نیز که استماع درخواستهای ارباب رجوع را شروع کرده بود در میان آنان دیده میشد. بالاخره نوبت به چرویاکف رسید و ژنرال ،‌ نگاه پرسشگر خود را به او دوخت. چرویاکف ،‌ گزارشگرانه آغاز سخن کرد: 

ــ دیشب در تئاتر « آکاردی » ــ البته اگر حضرت اجل ، فراموش نکرده باشند ــ بنده عطسه کردم و … حضرتعالی را نادانسته … خیس … معذرت … 

ــ اینکه اهمیتی ندارد … خدا می داند که حرف هایی می زنید! 

سپس رو کرد به ارباب رجوع بعدی و پرسید: 

ــ شما چه فرمایشی دارید؟ 

چرویاکف ، غمین و رنگپریده ،‌ با خود فکر کرد: « نمیخواهد با من حرف بزند! معلوم میشود از دست من عصبانی است! … نه ، این کار را نباید به امان خدا رها کرد … باید توضیح داد … » 

و هنگامی که ژنرال آخرین ارباب رجوع را راه انداخت و قصد خروج از سالن پذیرایی را داشت چرویاکف از پی او راه افتاد و من من کنان گفت: 

ــ حضرت اجل! احساس ندامت وادارم کرده است که با گستاخی خود ، موجبات ناراحتی سرکار را فراهم آورم … خود جنابعالی هم مسبوق هستید که تعمدی در کار بنده نبود! 

ژنرال ، قیافه ی گریه آلودی به خود گرفت ، دستی تکان داد و گفت: 

ــ شما ، شوخی و لودگی می کنید ، آقا! 

و پشت در سالن پذیرایی ، ناپدید شد. 

چرویاکف با خود فکر کرد: « آخر من و شوخی؟ من و لودگی ؟ چرا باید فکر کنید که مسخره بازی در می آورم؟ گرچه مدیر کل است ،‌ اما هنوز هم نمی تواند مطالب جدی را از شوخی ، تمیز دهد. حالا که این طور شد ، دیگر حاضر نیستم از این لافزن رستم صولت ، عذرخواهی کنم! مرده شوی قیافه اش را ببرد! به خدا قسم که دیگر عذرخواهی نمیکنم! » 

و غرق در همین اندیشه ، به خانه بازگشت … می خواست خطاب به ژنرال ، نامه ای بنویسد اما منصرف شد ــ هر چه فکر کرد نتوانست متن مناسبی برای نامه ی مورد نظرش بیابد. پس ناچار شد روز بعد ، بار دیگر جهت ادای توضیحات ، به حضور ژنرال برود. 

هنگامی که بریزژالف ، پرسشگرانه نگاهش کرد ، او من من کنان گفت: 

ــ حضرت اجل ، دیروز ــ برخلاف نظر جنابعالی ــ به قصد شوخی و لودگی ،‌ مصدع نشده بودم … بنده می خواستم از عطسه ی آن شب که موجبات ناراحتی جنابعالی را فراهم کرده بود ، عذرخواهی کنم … بنده هرگز قصد لودگی نداشتم … مگر بنده جسارت میکنم که مسخره بازی درآورم؟ اگر بنا باشد افرادی در حد بنده ، لودگی کنند ، هیچ گونه احترامی برای شخصیتها … باقی نمی … 

ژنرال که سراپا میلرزید و صورتش کبود شده بود ، داد زد: 

ــ بیرون! برو گم شو! 

چرویاکف ، سراپا لرزان ، زیر لب من من کنان پرسید: 

ــ چه فرمودید؟ 

ژنرال ، پای خود را به کف اتاق کوبید و بار دیگر بانگ زد: 

ــ برو گم شو!! 

چیزی در درون چرویاکف ، گسیخته شد. زار و نزار ــ با حالتی که گفتی بینایی و شنوایی خود را از دست داده باشد ــ عقب عقب به طرف در خروجی رفت ، پا به کوچه گذاشت و پاکشان به منزل خود مراجعت کرد … وقتی با گامهای نااستوار و غیر ارادی ، به خانه رسید ، بی آنکه لباس رسمی را از تن درآورد ، روی کاناپه دراز کشید … و مرد.

نوشته: آنتوان چخوف

ادامه‌ی پست

نگرش علمی، حلقه مفقوده کار جهادی/ جهاد علمی به محرومیت از آگاهی توجه دارد

دبیر کانون جهاد علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با اشاره به اینکه تمرکز کانون بر حمایت علمی و آموزشی از دانشجویان و دانش‌آموزان مناطق محروم است می‌گوید، جهاد علمی، محرومیت را محروم بودن از آگاهی تلقی می‌کند و هر کجا این محرومیت وجود داشته باشد و بتوانیم کاری انجام بدهیم وارد عمل می‌شویم.

معین رضایی، دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و دبیر کانون«جهاد علمی» این دانشگاه است که همکاری با کانون را پیش از دانشجو شدن آغاز کرده است؛ او در گفت‌وگویی مفصل با هویت ما، ضمن تشریح ساز و کار کانون جهاد علمی از حاکم نبودن نگرش علمی بر کار جهادی گله کرده و توجه ما را به ضرورت کار اصولی در این حوزه سوق می‌دهد.

متن کامل این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید؛

هویت ما: لطفا از خودتان بگویید؛ چه سالی و در چه رشته ای در دانشگاه پذیرفته شدید؟

معین رضایی هستم؛ بهمن ۱۳۹۱ در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پذیرفته شدم و اکنون دانشجوی ترم یازدهم این دانشگاه هستم؛ با وجود اینکه بهمن‌ ۱۳۹۱ به دانشگاه وارد شدم اما فعالیتم در دانشگاه را از چند ماه قبل از آن و از مهرماه شروع کردم؛ دلیل آن به این خاطر بود که منطقه هدف کانون جهاد علمی، شهرستان خود من یعنی سمیرم بود؛ در واقع من از سال ۱۳۸۹ با این گروه جهادی آشنا شدم؛ ۸۹ در واقع سالی بود که تقریبا تمام تشکل ها، کانون ها و نهادهای دانشجویی غیرفعال شدند اما من این شانس را داشتم که به عنوان یک دانش آموز از آن هنگام با کانون جهاد علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان آشنا شدم و به محض اعلام خبر قبولی ام در ترم بهمن دانشگاه اصفهان دبیر کانون در آن موقع از من خواست که کانون را احیا کنم و من سال ۹۱ اولین فعالیتم در این کانون را هنگامی شروع کردم که هنوز دانشجوی رسمی دانشگاه نبود؛ اولین فعالیتم دایر کردن غرفه ای در دانشگاه بود که کتاب های اضافه دانشجویان رو جمع می کرد و برای دانشجویان مناطق محروم می فرستاد. بهمن ماه با ورود رسمی به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان دبیر تنها کانون احیا شده دانشگاه یعنی کانون جهاد علمی شدم و تلاش کردم از همان سال ابتدا با کمک هم کلاسی ها و سپس جذب اعضا از طریق فراخوان کانون را احیا و به روال سابق بازگردانیم.

تمرکز کانون بر حمایت علمی از دانشجویان و دانش‌آموزان مناطق محروم است.

جهاد علمی، محرومیت را محروم بودن از آگاهی تلقی می‌کند و هر کجا این محرومیت وجود داشته باشد و بتوانیم کاری انجام بدهیم وارد عمل می‌شویم.

هویت ما: کانونی که در آن فعالیت می کنید از چه سالی و با چه هدفی فعالیت خود را آغاز کرده و چگونه سازمان یافته است؟

کانون جهاد علمی، سال ۱۳۸۳ به همت خانم دکتر «سیدیاحسین» به صورت رسمی در دانشگاه تشکیل شد و ایشان کانون را با کمک دانشجویان هم دوره ای خود فعال کردند؛ ایشان تعریف می کرد که اولین اردوی جهادی را با کمک وام دانشجویی برپا کرده اند؛ سال ۱۳۸۵ این کانون برنده تندیس فداکاری دانشجویان می شود و تا سال ۱۳۸۹ به دبیری خانم ها مدنی و جهانشاهی‌فر فعالیت می کرده است تا اینکه قرعه به نام من افتاد و  من دبیر این کانون شدم.

تمرکز کانون بر حمایت علمی از دانشجویان و دانش آموزان مناطق محروم است؛ دیدگاه محرومیت از دیدگاه جهاد علمی صرف محرومیت از امکانات و مادیات نیست؛ بلکه جهاد علمی، محرومیت را محروم بودن از آگاهی تلقی می‌کند و هر کجا این محرومیت وجود داشته باشد و بتوانیم کاری انجام بدهیم وارد عمل می‌شویم.

کانون جهاد عملی به صورت کاملا سازمان یافته و تشکیلاتی عمل می کند؛ هم اکنون مجمع عمومی این کانون ۲۴۰ عضو دارد و کسانی که در تشکیلات کانون مسوولیت دارند مطابق با اساسنامه کانون در حدود ۵۰ تن از دانشجویان دانشگاه هستند؛ هفت نفر نیز اعضای شورای مرکزی هستند که تصمیمات کلان کانون را اتخاذ می کنند؛ واحدهای آگاهی، سلامت، روابط عمومی، ارزشیابی و توسعه، هماهنگی و پشتیبانی و تشکیلات از واحدهای کانون جهاد عملی است؛ واحد سلامت در دو سال اخیر در کانون شکل گرفته است و با توجه به اینکه دانشجویان آرام آرام از توانمندی بالینی برخوردار می شوند برای تسکین آلام مردم مناطق محروم وارد فعالیت شده ایم؛ در بخش دانشجویی واحد سلامت تاکیدمان بر افزایش آگاهی سلامت مردم است و تلاش می کنیم سبک صحیح زندگی را به مردم آموزش بدهیم. فعالیت های درمانی را استادان انجام می دهند و دانشجویان نیز در کنار آنان حضور دارند و در ارتقاء سواد سلامت مردم مناطق محروم فعالیت می‌کنند.

سایر واحدهای کانون نیز در سازماندهی، هماهنگی و برنامه ریزی فعالیت های کانون کمک می کنند؛ اما واحدهای ارزشیابی و روابط عمومی کانون افزون بر فعالیت هایی که از اسم آنها برمی آید، فعالیت های دیگری نیز انجام می دهند؛ برای مثال واحد ارزشیابی و توسعه وظیفه دارد که مواد عملی برنامه را نیز تهیه کند و پیش از برنامه پیش روی کانون برای دانشجویان مشارکت کننده کارگاه علمی برگزار کند. واحد روابط عمومی نیز برای افزایش سطح آگاهی حوزه سلامت کارگاه هایی نظیر کتابخوانی و نقد فیلم و مفاهیم ارزشمند دیگری که فکر می کنیم دانشجویان عضو کانون باید بدانند، برگزار می‌کند.

دیدگاهمان به محرومیت، فقدان و محرومیت از آگاهی است؛ اطلاعات سواد سلامت حتی در مراکز شهرها نیز نقصان دارد؛ به همین خاطر حتی گاهی این مراکز را مدنظر قرار می دهیم؛ نظیر برنامه‌ای که با عنوان «جمعه‌های بدون قلیان» در مرکز شهر اصفهان برگزار کردیم. یا خدماتی که از طریق «کمپین سلامت قلب» در روز جهانی قلب بر اساس اطلاعات سازمان بهداشت جهانی به مردم ارائه کردیم. بنابراین دیدگاهی که به کار جهادی صرفا کار جهادی در مناطق محروم نیست؛ دیدگاهمان فراتر از این مناطق است.

یکی از چالش‌های اردوهای جهادی برای افرادی که این فعالیت‌ها را انجام می‌دهند عدم توجه به فعالیت خانه‌های بهداشت است. معمولا در مناطق محروم خانه‌های بهداشت فعال است و یک پزشک به صورت هفتگی در این خانه های بهداشت به ملاقات بیماران می پردازد و اهالی منطقه و حتی بیماری های رایج در آنجا را به خوبی می شناسد؛ اما در اردوهای جهادی با توجه که کار از صفر مورد توجه قرار می گیرد، شاهد اتلاف وقت، هزینه و انرژی زیادی هستیم؛ برای برطرف کردن این مساله با مشورت معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه از خانه های بهداشت کمک می گیریم و به جاهایی ورود می کنیم که سیستم درمانی منطقه مورد نظر به هر دلیل نتوانسته ورود کند. بنابراین قبل از ورود به اردوی جهادی همسو و هم جهت با نظام ارجاع فعالیت هایمان را پیش می‌بریم.

یکی از بارزترین برنامه‌هایی که هر ساله برگزار می کنیم، اردوهای جهادی است که نام آن را همایشی به سوی آینده انتخاب کرده ایم. در این اردوها ابتدا منطقه هدف را با اطلاعاتی که از معاونت بهداشت و درمان دانشگاه و آموزش و پرورش استان می گیریم مشخص می کنیم؛ یعنی اینکه از اداره آموزش و پرورش لیست شهرستان ها و نقاط محروم را بر اساس دسته بندی که این اداره دارد می گیریم و از طرفی معیار سواد سلامت معاونت درمان دانشگاه را نیز می گیریم. نکته جالبی که در طول این مدت متوجه شده ایم این است که سه شهری که از لحاظ تحصیلی وضعیت مناسبی ندارند همان شهرهایی هستند که از نظر سواد سلامت نیز در رده پایین قرار دارند و بنابراین این سه شهر را به عنوان نقاط هدف انتخاب می کنیم و وارد شهرستان می شویم؛ قبل از ورود به شهرستان با اداره آموزش و پرورش و شبکه بهداشت و درمان نیز هماهنگ می شویم و اطلاعاتی نظیر بیماری های رایج در شهرستان، تاریخچه بیماری، اطلاعات آموزشی، نحوه پراکندگی خانه های بهداشت و … را از آنان می‌گیریم.

در اردوی جهادی اخیرمان در یکی از شهرستان‌های استان، در داخل شهر یک مرکز آموزشی و یک مرکز درمانی در نظر گرفتیم؛ مرکز آموزشی را در یک مدرسه و مرکز درمانی در یک بیمارستان شهر قرار داده شد. در سیستم آموزشی دانشجویان با مواد علمی از پیش آماده شده، کلاس و کارگاه آموزشی و کارگاه خلاقیت برای دانش آموزان برپا می کنند و جزوات علمی را به رایگان در اختیار دانش آموزان قرار داده می دهند.

در کارگاه های خلاقیت بر مفهوم بازی های خلاقانه و کار گروهی در ارتقاء سواد سلامت تاکید می شود و سعی می کنیم به دانش آموزان یاد دهیم که اگر از امکانات برخوردار نیستند اما با بکار بستن خلاقیت می توانند به هدفشان دست یابند؛ برای مثال در یکی از کارگاه های خلاقیت با طراحی یک بازی از دانش آموزان خواستیم سازه ای با کاغذ و بدون استفاده از چسب برای حمل آب درست کنند؛ بر این اساس به آنان مقادیری کاغذ، طناب و شمع به آنان داده شد و البته کمی آموزش نیز به آن ها داده شد و سپس مسابقه ای ترتیب دادیم که کدام سازه قابلیت حمل آب در مسافت بیشتری دارد و سپس در همین رابطه با آنان صحبت کردیم که چگونه در شرایطی که امکاناتی ندارند به نحو احسنت از امکاناتشان استفاده کنند.

یکی دیگر از خدماتی که عرضه می کنیم برپایی نمایشگاه کتاب در این مناطق است؛ پس از آنکه کتابخانه مدرسه را تجهیز کردیم و با توجه به اینکه در همان مناطق نیز افرادی پیدا می شوند که توان مالی مناسبی دارند و می توانند کتاب خریداری کنند از طریق سود حاصل از فروش کتاب، کتاب هایی برای کسانی که توان خرید کتاب ندارند کتاب مورد نیازشان را تهیه می‌کنیم.

در بحث درمانی نیز تیم های دانشجویی در سه روز اول هفته وارد مناطق دور افتاده روستایی می شوند و با کمک پزشک مستقر در خانه بهداشت آن منطقه بیماران را ملاقات و آنان را دسته بندی می کنند؛ سپس کسانی را که به خدمات درمانی نیاز دارند را به کلینک درمانی که در مرکز شهر برپا شده است معرفی می کنند و طبق نوبتی که در بازدید از مناطق به آنان داده ایم وارد کلینک می شوند و استادانمان خدمات درمانی را عرضه می کنند. این شکل از کار از اتلاف انرژی و هزینه تا اندازه چشمگیری جلوگیری می کند و باعث می شود که ما هم گام با نظام ارجاع با همکاری خانه های بهداشت و اطلاع پزشک مستقر در این خانه ها عمل می کنیم.

در خلال خدمات بخش سلامت، کمپین های سلامت را با کمک دانشجویان در مناطق شهری و با بهره‌گیری از الگوهای روز و پرسشنامه های معتبر برگزار می‌کنیم.

هویت ما: کاستی‌هایی که در مسیر فعالیت های جهادی وجود دارد چیست؟

خوشبختانه دانشگاه علوم پزشکی اصفهان نهایت همکاری را با ما انجام داده است و تا آنجا که توانسته است، امکانات منطقی که از آنان خواسته‌ایم فراهم کند؛ در موارد ی که دانشگاه امکانات لازم را نداشته است نیز با مشورت و حمایتی که از مسوولان دانشگاه گرفته‌ایم، سعی می‌کنیم امکانات مورد نیاز را از سایر راه‌ها تهیه کنیم و تاکنون در این خصوص به مشکل نخورده‌ایم. از بدو تاسیس کانون علاقه داشته‌ایم که این نوع جهاد علمی را ملی کنیم و در هر استان این نوع از کار جهادی انجام شود؛ عدم توجه به عواقب و بی‌توجهی به بررسی عملی خدماتی که در فعالیت‌های جهادی عرضه می‌شود از چالش‌های مهمی است که به عنوان یک دبیر کانون دانشجویی در کشور دیده‌ام. برای مثال یکی از دیدگاه‌هایی که در برگزاری اردوهای علمی مورد توجه قرار می گیرد تعداد این اردوها است؛ البته خوب است که تمام توانمان را در این راه مصروف کنیم و به کار ببندیم ولی معتقدم تعداد زیاد اردوهای جهادی در حوزه بهداشت و درمان خلل در نظام درمانی و بهداشتی کشور ایجاد می‌کند و تلاش‌هایی که در نظام ارجاع می‌شود را عقیم می‌گذارد؛ ارائه خدمات درمانی جهادی به شکلی کنونی موجب می‌شود که این خدمات در پرونده سلامت بیمار ثبت نشود و تلاش‌های نظام ارجاع را عقیم بگذارد.

همچنین معتقدم که تعدد اردوها از کیفیت آنها می‌کاهد و باعث کاهش کیفیت اردوهای جهادی می‌شود و زمانی که کیفیت این اردوها پایین بیاید باعث عدم اعتماد و توجه مردم می شود و مسوولان منطقه محروم نیز رغبت چندانی به برگزاری اردو در این مناطق نشان نمی‌دهند.

اکنون نگرش علمی نیاز روز جامعه و منطقه محروم است و کار جهادی نیز باید مطابق نیاز روز و با توجه به این نگاه علمی برگزار شود؛ معتقدم کار غیرعلمی و غیرتخصصی باید از حیطه فعالیت جهادی رخت بربندد. زمانی که کانون دانشجویی جهادی تعریف می شود و فعالیت می کند یعنی این جمع یک جمع دانشجویی است که تفکرات، عقاید و مجریان آن دانشجویان باشد؛ بنابراین جنس این فعالیت نیز باید دانشجویی باشد؛ اما ستاد اردوهای جهادی که اخیرا شکل گرفته همه این فعالیت ها را یکی کرده است و معتقدم این اتفاق محدودکننده فعالیت جهادی است. یعنی هنگامی که یک فعالیت جهادی می خواهد برگزار شود باید جلسه ای با حضور همه گروه های جهادی دانشگاه از کانون های دانشجویی تا گروه های عضو هیات علمی  و … دور هم جمع شوند و شاید هدف این باشد که همه این گروه ها با هم فعالیت کنند. اما من به عنوان یک دانشجو موافق این رویه نیستم و علی رغم اینکه هدف این ستاد تسهیل فعالیت های جهادی بوده اما نتواسته است که به خوبی در این زمینه عمل کند. در این سیستم دانشجویان در حاشیه قرار می گیرند. چون زمانیکه کسانی با سابقه بالای جهادی حضور دارند اجازه ورود یک جمع دانشجویی بدون قدرت مشکل می شود و نمی تواند کاری از پیش ببرد.

معتقدم که استقلال کانون های جهادی با وجود ستاد مرکزی اردوهای جهادی زیرسوال رفته است. به عنوان یک دانشجوی دغدغه‌مند در حوزه اردوهای جهادی نفس چاپ و انتشار کتابچه فعالیت‌های جهادی وزارت بهداشت را نمی‌پذیریم و معتقدم چاپ و نشر این کتاب هزینه زیادی در بر دارد و نفس کار جهادی را زیر سوال می‌برد. فعالیت جهادی نیاز به کتابچه گلاسه ندارد. معتقدم هر اندازه کار جهادی در کشور انجام شود کم است و کشورمان نیاز زیادی به کار جهادی اصولی دارد اما در این کتابچه فقط شاهد ارائه آمار بودیم و در هیچ کجای آن برای مثال به وضعیت مناطق محروم قبل از ورود گروه جهادی و پس از آن اشاره‌ای نشده بود. این امر با اصول کار علمی مغایر است. در اردوی اخیر مجامع تخصصی کانون های فرهنگی در ساری شاهد این بودیم که برای تمام مجامع کارگاه‌های تخصصی در نظر گرفته شده بود اما برای کانون‌های جهادی کارگاهی که به ما آموزش ارائه کند در نظر گرفته نشده بود و زمان به بحث‌های کلی گذشت. به عنوان کسی که قرار است در آینده کاری یا جایی را مدیریت کنم توقع داشتم در این کارگاه اصول مدیریت یا نحوه کار تشکیلاتی را فرا بگیرم که متاسفانه محقق نشد. مسوولان ستاد مرکزی اردوهای جهادی که در ساری بودند، حتی در جریان نحوه انتخابات نیز نبودند. زمانی که متولی کانون‌های جهادی به درستی مشخص نباشد مشکلات متعددی پیش می‌آید. معتقدم کانون‌های جهادی نیز باید زیر نظر اداره کل فرهنگی اداره شود و مدیریت اعمال شده بر این کانون‌ها جزیره‌ای نباشد.

باید استقلال، بنیاد و اساس کار کانون‌های جهادی دانشجویی باید حفظ شود و دانشجویان باید تلاش کنند با اتکاء به ایده و افکار خود شیوه‌های نوینی در کار جهادی وارد کنند؛ فعالیت گروه جهاد علمی، شیوه‌ای جدید بود اما به نظر می‌رسد کافی نیست و بسیار بیش از این نیازمند کارهای نوین و اصولی در حوزه جهادی هستیم.

باید از تلاش‌های خانم دکتر«سیدیاحسین» که کانون جهاد علمی را در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پایه گذاشتند و همچنان پس از عضویت در هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از این کانون حمایت می‌کنند قدردانی کنم؛ همچنین از خانم دکتر جهانشاهی‌فر، مدنی و صالحی که کانون را تاسیس کرده‌اند قدردانی می‌کنم. لازم می دانم از اعضای کانون و مجموعه معاونت فرهنگی و دانشجویی که همکاری و هماهنگی بسیار خوبی با ما داشته‌اند نیز قدردانی کنم.

ادامه‌ی پست

جلسه هم اندیشی جانشین معاون فرهنگی ودانشجویی با رئیس دانشکده پزشکی برگزارشد

دکتر مصطفی محمدی جانشین معاون فرهنگی ودانشجویی دراین دیدار گفت : اگر تمام نقاط قوت وضعف سیستم اداری را ریشه یابی نماییم علت همه آنها رادر فرهنگ جامعه خواهیم یافت .با اصلاح فرهنگ مشکلات دیگر حوزه ها قابل اصلاح خواهدبود.

به گزارش هویت ما زنجان ،روز چهار شنبه ۹ خرداد جانشین معاون فرهنگی ودانشجویی بهمراه مدیران تعالی فرهنگی،اموردانشجویی ،تربیت بدنی ،رئیس اداره مشاوره وسلامت  روان دانشجویی  وروابط عمومی معاونت فرهنگی ودانشجویی باحضور دردفتر رئیس دانشکده پزشکی با وی درخصوص مسائل فرهنگی دانشگاه به تبادل نظر پرداختند.

دکتر محمدی با یادآوری حساسیت واهمیت مسائل فرهنگی تاکیدنمود:نقاط قوت وضعف ما ریشه در فرهنگی دارد که ما درآن رشد یافته ایم .وی گفت:برای مدیریت بهتر آینده کشور باید مدیرانی با اراده ودارای اعتمادبنفس بالا تربیت کنیم وازآنجا که دانشجویان امروز ما، مدیران فردای کشورهستند، لازم است به جوانان امروز اعتماد نماییم وآنها رابرای بدست گرفتن اداره کشور درآینده آماده کنیم .ازاینرو  برروی فرهنگ  سازی تمرکز وحساسیت ویژه ای باید داشته باشیم ،  اساتید ومدیران در این امر خطیر نقش تعیین کننده وکلیدی دارند.ما باهمین رویکرد دیدار با رئیسان ومعاونین دانشکده را درالویت خود قرارداه ایم تا با همفکری وتبادل نظر برنامه های فرهنگی را تدوین وبه مرحله اجرا بگذاریم.

دکتر محمدی اضافه کرد: ما از شما مدیران واساتید دانشگاه که سرمایه های ارزشمند وواقعی دانشگاه هستید دعوت می کنیم در تدوین برنامه های فرهنگی برای تربیت بهتر مدیران آینده دانشگاه ونظام سلامت جامعه ما را یاری کنید.وی تاکید کرد برای ارائه الگوی عینی به دانشجویان ،حضور اساتید دانشگاه در برنامه های دانشگاه ازجمله برنامه های  فرهنگی،تربیت بدنی وتفریحی بسیار تاثیر گذارخواهدبود.

جانشین معاون فرهنگی دانشجویی با یادآوری نقش برجسته دیگر واحدهای دانشگاه در امورفرهنگی پیشنهاد کرد:  برای تعامل وهماهنگی بیشتر بین بخشی در حوزه فرهنگی،در هردانشکده ومعاونت های دانشگاه، مدیریت فرهنگی ایجاد  ویا کارشناس فرهنگی به چارت سازمانی آنها اضافه شود. 

دکتر ایوب پزشکی رئیس دانشکده پزشکی از  قائم مقام معاون فرهنگی ودانشجویی ومدیران این معاونت تشکر کرد واز برگزاری جلسات هم اندیشی در حوزه فرهنگی استقبال کرد.وی گفت اگر تبادل نظر ومشاوره نباشد کارهای بخش آموزش به پیش نمی رود.وی گفت :متاسفانه ما در تضاد بین سیاست کاهش کارمند وتوسعه آموزش درگیر شده ایم وبعلت ضیق وقت از برنامه های فرهنگی عقب افتاده ایم ،جای خالی وجود مدیریت فرهنگی دردانشکده کاملا مشهود است .من نیز اعتقاد دارم باید دردانشکده ها واحد فرهنگی ایجاد شود تا تعامل  بیشتر بین بخشی در امور فرهنگی را فراهم وبرنامه ریزی نماید.

ادامه‌ی پست

نخستین قسمت از ویژه برنامه ماه مبارک رمضان خود را منتشر کرد

عوامل برنامه نگاه دانشجو دانشگاه علوم پزشکی تربت حیدریه که در سال جاری با فرارسیدن ماه مبارک رمضان کار خود را شروع کرده اند، در نخستین قدم با همکاری واحد تولید محتوای آموزش مجازی اقدام به تولید ویژه برنامه چندین قسمتی در این ماه نمودند.

  نخستین قسمت ویژه برنامه ماه مبارک رمضان نگاه دانشجو به همت روابط عمومی معاونت فرهنگی و دانشجویی و واحد تولید محتوا آموزش مجازی منتشر شد. در این قسمت حجت الاسلام ناصح پور امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تربت حیدریه به بیان نکاتی در خصوص فضیلت ماه مبارک رمضان پرداخت.

ناصح پور با بیان اینکه ماه مبارک رمضان ماه بندگی خداوند است گفت : بایستی در این ماه جهت اصلاح خود به تمرین گناه نکردن بپردازیم. از جمله موارد سفارش شده در این ماه می توان به اهمیت صله رحم، حمایت از یتیمان و صدقه دادن اشاره کرد.  

شما می توانید جهت شنیدن صحبت های کامل حجت الاسلام ناصح پور برروی لینک ذیل کلیک کنید

جهت دانلود نخستین شماره کلیک کنید

ادامه‌ی پست

(۱۵ رمضان)، سالروز ولادت امام حسن مجتبی (ع)

امام حسن مجتبی(ع) کریم اهل بیت و پیشوای دوم جهان تشیع که نخستین میوه پیوند فرخنده حضرت علی (ع) با دختر گرامی پیامبر اسلام (ص) بود، در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود.

در این مطلب مختصری از زندگانی، سیره و منش آن حضرت بیان می شود.

ولادت امام حسن مجتبی (ع)، نخستین فرزند امام علی (ع)

امام حسن (ع) در شب نیمه ماه رمضان سال سوّم هجرت در مدینه تولد یافت. امام حسن (ع) نخستین پسری بود که خداوند متعال به خانواده علی(ع) و فاطمه (س) عنایت کرد. رسول اکرم (ص) بلافاصله پس از ولادت امام حسن (ع)، او را گرفت و در گوش راستش، اذان و در گوش چپش اقامه گفت سپس برای او گوسفندی قربانی کرد، سرش را تراشید و هم وزن موی سرش، نقره به مستمندان داد. پیامبر (ص) دستور داد تا سرش را عطرآگین کنند و از آن هنگام آیین عقیقه و صدقه دادن به هم وزن موی سر نوزاد سنت شد. این نوزاد را حسن نام داد که این نام در جاهلیت سابقه نداشت و کنیه او را ابومحمّد نهاد و این تنها کنیه اوست. امام حسن (ع) از جهت منظر و اخلاق و پیکر و بزرگواری به رسول اکرم (ص) بسیار مانند بود.

هفت سال در دامان رسول خدا (ص)

امام حسن(ع) هفت سال از زمان حیات جد بزرگوارش را درک کرد و در آغوش مهر آن حضرت بسر برد و پس از رحلت پیامبر (ص) که با رحلت حضرت فاطمه دو ماه یا سه ماه بیشتر فاصله نداشت، تحت تربیت پدر بزرگوار خود قرار گرفت.

امام حسن (ع) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصیت آن حضرت، به امامت رسیدند و نزدیک به شش ماه به اداره امور مسلمین پرداختند در این مدت، معاویه که دشمن سرسخت علی (ع) و خاندان او بود و سال‌ها به طمع خلافت (در آغاز به بهانه خونخواهی عثمان و در آخر آشکارا به طلب خلافت) جنگیده بود؛ به عراق که مقر خلافت امام حسن (ع) بود لشکر کشید و جنگ آغاز کرد.

همسران و فرزندان امام حسن (ع)

دشمنان و تاریخ نویسان خود فروخته و مغرض در مورد تعداد همسران امام حسن (ع ) داستان‌ها پرداخته و حتی هویت ما ساده دل سخنانی بهم بافته‌اند. امّا آنچه تاریخ‌های صحیح نگاشته‌اند همسران امام (ع) عبارتند از: (ام الحق) دختر طلحة بن عبیداللّه – (حفصه) دختر عبدالرحمن بن ابی بکر – (هند) دختر سهیل بن عمر و (جعده) دختر اشعث بن قیس.

تعداد همسران حضرت در طول زندگیش از هشت یا ۱۰ به اختلاف دو روایت تجاوز کرده باشند. با این توجه که (ام ولد)هایش هم داخل در همین عددند. فرزندان آن حضرت از دختر و پسر ۱۵ نفر بوده‌اند بنام‌های: زید، حسن، عمرو، قاسم، عبداللّه، عبدالرحمن، حسن اثرم، طلحه، ام الحسن، ام الحسین، فاطمه، ام سلمه، رقیه، ام عبداللّه و فاطمه. نسل ایشان فقط از دو پسرش حسن و زید باقی ماند و از غیر این دو انتساب به آن حضرت درست نیست.

القاب امام حسن(ع)

سبط، سید، زکی، مجتبی است که از همه معروف‌تر (مجتبی) می‌باشد.

پیامبر اکرم (ص) به حسن و برادرش حسین علاقه خاصی داشت و بارها می‌فرمود که حسن و حسین فرزندان من هستند و به پاس همین سخن علی(ع) به سایر فرزندان خود می‌فرمودند:” شما فرزندان من هستید و حسن و حسین فرزندان پیغمبر خدایند”.

سیره زندگانی و کمالات‌ انسانی‌ امام حسن (ع)

امام‌ حسن‌ (ع‌) در کمالات‌ انسانی‌ یادگار پدر و نمونه‌ کامل‌ جد بزرگوار خود بود. تا پیغمبر (ص‌) زنده‌ بود، امام‌ حسن‌ (ع‌) و برادرش‌ امام حسین‌ (ع) در کنار آن‌ حضرت‌ جای‌ داشتند، گاهی‌ آنان‌ را بر دوش‌ خود سوار می‌کرد و می‌بوسید و می‌بویید. از پیغمبر اکرم‌ (ص‌) روایت‌ کرده‌اند که‌ درباره‌ امام‌ حسن‌ و امام‌ حسین‌ (ع‌) می‌فرمود: این‌ دو فرزند من‌، امام‌ هستند خواه‌ برخیزند و خواه‌ بنشینند.


امام‌ حسن‌ (ع‌) ۲۵ بار پیاده حج‌ کردند، درحالی‌ که‌ اسب‌های نجیب‌ را با او یدک‌ می‌کشیدند. هرگاه‌ از مرگ‌ یاد می‌کرد می‌گریست‌ و هرگاه‌ از قبر یاد می‌کرد می‌گریست‌، هرگاه‌ به‌ یاد ایستادن‌ به‌ پای‌ حساب‌ می‌افتاد آن‌ چنان‌ نعره‌ می‌زد که‌ بیهوش‌ می‌شد و چون‌ به‌ یاد بهشت‌ و دوزخ‌ می‌افتاد، همچون‌ مار گزیده‌ به‌ خود می‌پیچید. از خدا طلب‌ بهشت‌ می‌کرد و به‌ او از آتش‌ جهنم‌ پناه‌ می‌برد. چون‌ وضو می‌ساخت‌ و به‌ نماز می‌ایستاد، بدنش‌ به‌ لرزه‌ می‌افتاد و رنگش‌ زرد می‌شد. سه‌ نوبت‌ دارائیش‌ را با خدا تقسیم‌ کرد و دو نوبت‌ از تمام‌ مال‌ خود برای‌ خدا گذشت‌.


امام حسن‌ (ع‌) در زمان‌ خودش‌ عابدترین‌ و بی‌ اعتناترین‌ مردم‌ به‌ زیور دنیا بود. در سرشت‌ و طینت‌ امام‌ حسن‌ (ع‌) برترین‌ نشانه‌های‌ انسانیت‌ وجود داشت‌. هرکه‌ او را می‌دید به‌ دیده‌اش‌ بزرگ‌ می‌آمد و هر که‌ با او آمیزش‌ داشت‌ بدو محبت‌ می‌ورزید و هر دوست‌ یا دشمنی‌ که‌ سخن‌ یا خطبه‌ او را می‌شنید، به‌ آسانی‌ درنگ‌ می‌کرد.

بذل و بخشش ، امام حسن (ع) را به کریم اهل بیت (ع) معروف کرد

امام حسن(ع) تمام توان خویش را در راه انجام امور نیک و خداپسندانه به کار می‌گرفت و اموال فراوانی در راه خدا می‌بخشید، مورّخان و دانشمندان در شرح حال زندگانی پر افتخار ایشان، بخشش‌های بی‌سابقه و انفاق‌های بسیار بزرگ و بی‌نظیری ثبت کرده‌اند. آن حضرت در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایی خود را در راه خدا خرج کردند و سه بار نیز ثروت خود را به دو نیم کردند و نصف آن را برای خود و نصف دیگر را در راه خدا به فقرا بخشیدند.

ولادت امام حسن مجتبی (ع),زندگینامه امام حسن(ع),15 رمضان ولادت امام حسن(ع)

مجتبی، سید، سبط، زکی، تقی، حجت،از القاب امام حسن(ع) هستند

پیشوای دوم، نه تنها از نظر علم، تقوی، زهد و عبادت، مقامی برگزیده و ممتاز داشت، بلکه از لحاظ بذل و بخشش و دستگیری از بیچارگان و درماندگان نیز در عصر خود زبانزد خاص و عام بود. وجود گرامی آن حضرت آرام بخش دل‌های دردمند، پناهگاه مستمندان و تهیدستان، و نقطه امید درماندگان بود. هیچ فقیری از در خانه آن حضرت دست خالی برنمی‌گشت. هیچ آزرده دلی شرح پریشانی خود را نزد آن بزرگوار بازگو نمی‌کرد، جز آنکه مرهمی بر دل آزرده او نهاده می‌شد. گاه پیش از آنکه مستمندی اظهار احتیاج کند و عرق شرم بریزد، احتیاج او را برطرف می‌ساخت و اجازه نمی‌داد رنج و مذلت سؤال را بر خود هموار سازد.


جریان صلح امام حسن، تاکتیکی برای حفظ تشیع و مکتب رسول الله

یکی از وقایع و اتفاقات بسیار مهم در زمان حیات امام حسن ماجرای صلح آن حضرت با معاویه است که اساتید و صاحب نظران و مورخان زیادی در این زمینه قلم فرسایی کرده‌اند اما باید توجه داشت که در آیین اسلام قانون واحدی بنام جنگ و جهاد وجود ندارد، بلکه همانطور که اسلام در شرائط خاصی دستور می‌دهد مسلمانان با دشمن بجنگند، همچنین دستور داده است که اگر نبرد برای پیشبرد هدف مؤثر نباشد، از در صلح وارد شوند. ما در تاریخ حیات پیامبر اسلام (ص) این هر دو صحنه را مشاهده می‌کنیم: پیامبر اسلام که در بدر، احد، احزاب، و حنین دست به نبرد زد، در شرائط دیگری که پیروزی را غیر ممکن می‌دید، ناگزیر با دشمنان اسلام قرارداد صلح بست و موقتاً از دست زدن به جنگ و اقدام حاد خودداری کرد تا در پرتو آن پیشرفت اسلام تضمین گردد.

بنابراین، همانگونه که پیامبر اسلام (ص) بر اساس مصالح عالی‌تری که احیانا آن روز برای عده‏‌ای قابل درک نبود، موقتاً با دشمن کنار آمد، حضرت مجتبی (ع) نیز، که از جانب رهبر و پیشوای دینی بود و به تمام جهات و جوانب قضیه بهتر از هر کس دیگر آگاهی داشت، با دوراندیشی خاصی صلاح جامعه اسلامی را در عدم ادامه جنگ تشخیص داد.

حضرت مجتبی (ع) در واقع صلح نکرد، بلکه صلح بر او تحمیل شد. یعنی، اوضاع و شرائط نامساعد و عوامل مختلف دست به دست هم داده وضعی به وجود آورد که صلح به عنوان یک مساله ضروری بر امام تحمیل شد و حضرت جز پذیرفتن صلح چاره‌ای ندید، به گونه‏‌ای که هر کس دیگر به جای حضرت بود و در شرائط او قرار می‌گرفت، چاره‌ای جز قبول صلح نمی‌داشت؛ زیرا هم اوضاع و شرائط خارجی کشور اسلامی، و هم وضع داخلی عراق و اردوی حضرت، هیچ کدام مقتضی ادامه جنگ نبود.

سخنی گهربار از امام حسن(ع)

امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمودند: زیرک‌ترین و هوشیارترین افراد، شخص باتقوا و پرهیزکار می‌باشد، أحمق و نادان‌ترین افراد، کسی است که تبه کار و اهل معصیت باش، گرامی‌ترین و باشخصیّت‌ترین افراد، آن کسی است که به نیازمندان پیش از اظهار نیازشان، کمک نماید. …إحقاق الحقّ: ج ۱۱، ص ۲۰ س ۱، بحارالأنوار: ج ۴۴، ص ۳۰

منبع : isna.ir

ادامه‌ی پست

پیغام باشگاه پرسپولیس به رفیعی

بازخبر / سر لیست خریدهای برانکو برای فصل جدید در صورت باز شدن پنجره نقل و انتقالات تابستانی، سروش رفیعی است. مرد کروات علاقه خاصی به سبک بازی سروش رفیعی دارد و همکاری خوب و موفقیت‌آمیزی هم با یکدیگر در لیگ شانزدهم داشتند.

به گزارش خبرورزشی، حالا برانکو قصد دارد رفیعی امتحان‌پس‌داده را جانشین محسن مسلمان کرده و دوباره پیراهن شماره ۷ پرسپولیس را بر تن او بپوشاند. البته پنجره نقل و انتقالات تابستانی پرسپولیس براساس حکم فیفا بسته است ولی پرسپولیسی‌ها امیدوار به باز شدن آن هستند. به همین خاطر مسئولان باشگاه پرسپولیس به سروش رفیعی پیغام داده‌اند برای انتخاب تیم جدیدش عجله نکند. گویا سپاهان اصفهان پیشنهاد وسوسه‌انگیزی به سروش رفیعی ارائه داده که نادیده گرفتن آن خیلی دشوار است. با این وجود شماره ۷ هنوز جواب روشنی به این پیشنهاد نداده است چرا که منتظر باز شدن پنجره نقل و انتقالات پرسپولیس است.

تنها امید سروش برای قرار گرفتن در لیست اعزامی به جام جهانی روسیه هم با خط خوردن او از بین رفت تا با خیال راحت بخواهد به ایران برگردد. به نوشته خبرورزشی، نکته: باشگاه الخور قطر پس از یک فصل همکاری با سروش رفیعی دیگر تمایلی به همکاری با این ستاره ایرانی ندارد و جدایی او از این تیم قطعی است.

پسندیدم(۰)نپسندیدم(۰)

ادامه‌ی پست

معدوم سازی بالغ بر ۴۰۰ کیلوگرم مواد غذایی فاسد در استان طی ۱۰ روز نخست ماه مبارک رمضان


معدوم سازی بالغ بر ۴۰۰ کیلوگرم مواد غذایی فاسد در استان طی ۱۰ روز نخست ماه مبارک رمضان

ادامه‌ی پست

دو تیم تروریستی که قصد ایجاد خرابکاری در تهران را داشتند دستگیر شدند

بازخبر / سردار محمدرضا یزدی فرمانده سپاه محمد رسول‌الله تهران بزرگ در حاشیه مراسم هماهنگی کمیته‌های برگزاری بیست‌ونهمین سالگرد ارتحال امام خمینی با حضور در جمع خبرنگاران اظهار داشت:‌ به منظور برگزاری این مراسم قرارگاه شهید فهمیده از اواخر سال گذشته آغاز به کار کرد و در سال جاری نیز با ۱۸ کمیته فعال و ۱۹ دستگاه دولتی و وزارتخانه‌ها نیازمندی‌های برگزاری این مراسم تبیین شد.

یزدی با بیان اینکه همه هماهنگی‌ها برای حضور هرچه بهتر زائران در مراسم ارتحال امام صورت گرفته است، افزود: از مردم حاضر در این مراسم  می‌خواهیم تا به منظور برگزاری هرچه بهتر سالگرد ارتحال حضرت امام با کمیته‌ها و نیروهای ما همراهی کنند.

وی در پاسخ به سؤالی در خصوص موضوعات امنیتی این مراسم اظهار داشت: تیم‌هایی از لب مرزهای کشور تا محل برگزاری مراسم همه مسائل امنیتی را تحت نظر دارند و هیچ نگرانی از این بابت وجود ندارد چرا که ما می‌دانیم خصومت دشمنان حد و مرزی ندارد و برای همین آمادگی‌های امنیتی و دفاعی را به صورت کامل فراهم کرده‌ایم.

فرمانده سپاه تهران بزرگ  همچنین از دستگیری دو تیم تروریستی که قصد ایجاد ناامنی در مراسم سالگرد ارتحال امام را داشتند خبر داد و گفت:‌‌آمادگی ما به صورت صددرصدی است و هرگونه اقدام دشمن باسیلی محکم مواجه خواهد شد.

یزدی با بیان اینکه به مردم اطمینان می‌دهیم هیچ نگرانی به لحاظ مسائل امنیتی وجود ندارد، اظهار داشت: پیش‌بینی می‌کنیم امسال نیز مانند سال‌های گذشته علی‌رغم سختی‌های ماه مبارک رمضان حضور گسترده مردم را شاهد باشیم و پیش‌بینی ما بالغ بر ۵۰۰ هزار نفر زائر در این مراسم است.

پسندیدم(۰)نپسندیدم(۰)

ادامه‌ی پست

سفره افطاری خودمانی به همراه برنامه دورهمی دانشجویان با حضور ریاست و معاون فرهنگی دانشجویی دانشگاه در خوابگاه اندیشه پسران برگزار شد


سفره افطاری خودمانی به همراه برنامه دورهمی دانشجویان با حضور ریاست و معاون فرهنگی دانشجویی دانشگاه در خوابگاه اندیشه پسران برگزار شد

ادامه‌ی پست