تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

سوم اردیبشهت ماه، مصادف است با روز بزرگداشت شیخ بهایی

به پاس خدمات شیخ بهایی به علم ستاره‌شناسی، یونسکو سال ۲۰۰۹ را به نام او سال «نجوم و شیخ بهایی» نامگذاری کرد.

بهاءالدین محمد بن‏ حسین عاملی، معروف به شیخ بهائی (۸ اسفند ۹۲۵ خورشیدی، بعلبک – ۸ شهریور ۱۰۰۰ خورشیدی، اصفهان) دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری است که در فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت و سرآمد دوران خود بود.از شیخ بهایی در حدود ۹۵ کتاب و رساله  در سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان، فقه، مهندسی و هنر و فیزیک بر جای مانده است.

شیخ بهایی،این عالم و دانشمند بزرگ شیعه، در بعلبک متولد شد. شیخ بهایی دوران کودکی را در جبل عامل در ناحیه شام و سوریه در روستایی به نام «جبع» یا «جباع» زیست، او از نژاد «حارث بن عبدالله اعور همدانی» بوده‌است (از شخصیت‌های برجسته آغاز اسلام، متوفی به سال ۶۴ خورشیدی). خاندان شیخ بهایی از خانواده‌های معروف جبل‌عامل در قرن دهم و یازدهم خورشیدی بوده‌اند. پدر شیخ بهایی از شاگردان برجسته شهید ثانی بوده است.

روزبزرگداشت شیخ بهایی,شیخ بهایی,زندگی نامه شیخ بهایی,بیوگرافی شیخ بهایی

روزبزرگداشت شیخ بهایی

محمد ۱۳ ساله بود که پدرش عزالدین حسین عاملی به خاطر اذیت شیعیان آن منطقه توسط دولت عثمانی از یک سو و دعوت شاه طهماسب صفوی برای حضور در ایران، به سوی ایران رهسپار گردید و چون به قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان شیعه یافتند، در آن سکنا گزیدند و بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغول شد. وقتی او ۱۷ ساله بود (۹۷۰ ق)، پدرش به شیخ‌الاسلامی قزوین به توصیه شیخ علی منشار از سوی شاه طهماسب منصوب شد. ۱۴ سال بعد، در ۹۸۴ قمری، پدر شیخ بهایی برای زیارت خانه خدا از ایران خارج شد اما در بحرین فوت کرد.

شخصیت علمی و ادبی و اخلاق و پارسای شیخ بهایی باعث شد تا از ۴۳ سالگی شیخ‌الاسلام اصفهان شود و در پی انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان (در ۱۰۰۶ قمری)، از ۵۳ سالگی تا آخر عمر (۷۵ سالگی) منصب شیخ‌الاسلامی پایتخت صفوی را در دربار مقتدرترین شاه صفوی، عباس اول برعهده داشته باشد.

شیخ بهایی در فاصلهٔ سال‌های ۹۹۴ ق تا ۱۰۰۸ ق سفرهایی چند به خارج از قلمروی صفویه داشت.این سفرها برای زیارت، سیاحت، دانش‌اندوزی و همچنین به گفته برخی مورخان به سفارت سیاسی بوده است. مکه، مصر و شام از جمله مقصد این سفرها بوده است.

شیخ بهایی در سال ۱۰۰۰ خورشیدی در اصفهان درگذشت و بنابر وصیت خودش جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مقبرهٔ علی ابن موسی الرضا جنب موزه آستان قدس دفن کردند. هم‌اکنون قبر وی بین مسجد گوهرشاد و صحن آزادی و رواق امام خمینی در یکی از رواق‌ها که به نام خودش معروف می باشد است.

از او آثار زیادی بر جای مانده است. بر اساس پژوهشی، آثار شیخ بهایی، بالغ بر ۹۵ کتاب و رساله‌است. برخی از نویسندگان نیز آثار او را ۱۲۰ عنوان ذکر کرده‏اند.


خدمات شیخ شیخ بهایی:

در عرف مردم ایران، شیخ بهایی به مهارت در ریاضی و معماری و مهندسی معروف بوده و هنوز هم به همین صفت معروف است، چنانکه معماری مسجد امام اصفهان و مهندسی حصار نجف را به شیخ بهایی نسبت می دهند. و نیز شاخصی برای تعیین اوقات شبانه روز از روی سایه آفتاب یا به اصطلاح فنی، ساعت  آفتاب یا صفحه آفتابی و یا ساعت ظلی در مغرب مسجد امام (مسجد شاه سابق) در اصفهان هست که می  گویند وی ساخته است.

در احاطه شیخ بهایی در مهندسی مساحی تردید نیست و بهترین نمونه که هنوز در میان است، نخست تقسیم آب زاینده رود به محلات اصفهان و قرای مجاور رودخانه است که معروف است هیئتی در آن زمان از جانب شاه عباس به ریاست شیخ بهایی مأمور شده و ترتیب بسیار دقیق و درستی با منتهای عدالت و دقت علمی در باب حق آب هر ده و آبادی و محله و بردن آب و ساختن مادیها داده اند که هنوز به همان ترتیب معمول است و اصل طومار آن در اصفهان هست.

از دیگر کارهای علمی که به شیخ بهایی نسبت می دهند طرح ریزی کاریز نجف آباد اصفهان است که به نام قنات زرین کمر، یکی از بزرگترین کاریزهای ایران است و از مظهر قنات تا انتهای آبخور آن  ۹ فرسنگ است و به ۱۱ جوی بسیار بزرگ تقسیم می شود و طرح ریزی این کاریز را نیز از مرحوم شیخ بهایی می دانند.

ازدیگر کارهای شیخ بهایی، تعیین سمت قبله مسجد امام به مقیاس چهل درجه انحراف غربی از نقطه جنوب و خاتمه دادن به یک سلسله اختلاف نظر بود که مفتیان ابتدای عهد صفوی راجع به تشخیص قبله عراقین در مدت یک قرن و نیم اختلاف داشته اند.

روزبزرگداشت شیخ بهایی,شیخ بهایی,زندگی نامه شیخ بهایی,بیوگرافی شیخ بهایی

روزبزرگداشت شیخ بهایی

یکی دیگر از کارهای شگفت که به شیخ بهایی نسبت می دهند، ساختمان گلخن گرمابه ای که هنوز در اصفهان مانده و به حمام شیخ بهایی یا حمام شیخ معروف است و آن حمام در میان مسجد جامع و هارونیه در بازار کهنه نزدیک بقعه معروف به درب امام واقع است و مردم اصفهان از دیر باز همواره عقیده داشته اند که گلخن آن گرمابه را بهائی چنان ساخته که با شمعی گرم می شد و در زیر پاتیل گلخن فضای تهی تعبیه کرده و شمعی افروخته در میان آن گذاشته و آن فضا را بسته بود و شمع تا مدتهای مدیدهمچنان می سوخت و آب حمام بدان وسیله گرم می شد و خود گفته بود که اگر روزی آن فضا را بشکافند، شمع خاموش خواهد شد و گلخن از کار می افتد و چون پس از مدتی به تعمیر گرمابه پرداختند و آن محوطه را شکافتند، فوراً شمع خاموش شد و دیگر از آن پس نتوانستند بسازند. همچنین طراحی منارجنبان اصفهان که هم اکنون نیز پا برجاست به شیخ بهایی نسبت داده می شود

  • ۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • هویت

ادامه‌ی پست

استقبال اساتید دانشگاه علوم پزشکی تربت حیدریه از بیست و سومین جشنواره قرآن و عترت

علی زاهدی کارشناس امور قرآنی دانشگاه از ثبت نام حدود ۲۰۰ نفر از اساتید و دانشجویان در بیست و سومین دوره مسابقات سراسری قرآن و عترت سراسر کشور خبر داد و گفت: بیشترین آمار ثبت نام در رشته‌ ی احکام می باشد.

به گزارش هویت ما تربت حیدریه، با توجه به امکان شرکت و ثبت نام اساتید، کارکنان و دانشجویان در بیست و سومین جشنواره قرآن و عترت، اساتید دانشگاه علوم پزشکی این دانشگاه نیز با ثبت نام و خریداری منابع آزمون ها از این رویداد بزرگ قرآنی استقبال نمودند. بیست و سومین جشنواره قران و عترت دانشگاهیان تا ۱۵ اردیبهشت ماه تمدید شد و متقاضیان شرکت در این جشنواره می توانند جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر به مدیریت امور فرهنگی، امور قران و عترت اتاق ۵۰۲ مراجعه نمایند.

  • ۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • هویت

ادامه‌ی پست

میثاق با شهداء – معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت

عطر افشانی و غبارروبی قبور مطهر شهدا

به گزارش هویت ما شهرکرد: همزمان با آغاز هفته سلامت برنامه پیاده روی صبحگاهی و تجدید میثاق با شهدا در مجتمع پردیس دانشگاه با حضور نماینده ولی فقیه در دانشگاه ، معاونین و ریاست دانشکده ها  روز دوشنبه ۳ اردیبهشت از ساعت ۸ صبح برگزار شد.

پس از طی مسیر پیاده روی و حضور در قبور مطهر شهدا و ادای احترام به شهدای گمنام دانشگاه برنامه با مداحی و گل افشانی  قبور مطهر ادامه یافت

در پایان از حضار شرکت کننده در مراسم در مسجد پیامبر اعظم (ع) صبحانه پذیرایی گردید.

  • ۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • هویت

ادامه‌ی پست

در پژوهش‌های«سلامت و دین» به دنبال سلامت فراگیر با همه ابعاد و طب فراگیر با رویکرد روشمند هستیم

قائم‌مقام نظارت و برنامه‌ریزی معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت در آیین افتتاحیه نخستین نشست علمی و پژوهشی مطالعات میان‌رشته‌ای «سلامت و دین»، سلامت فراگیر با همه ابعاد و طب فراگیر با رویکرد روشمند را از مهم‌ترین اهداف این حوزه عنوان کرد.

به گزارش هویت ما رفسنجان، آیین افتتاحیه نخستین نشست علمی و پژوهشی مطالعات میان رشته ای سلامت و دین، شامگاه یکشنبه، سوم اردیبهشت‌ماه جاری با حضور مدیرکل دفتر طب سنتی وزارت بهداشت، قائم مقام نظارت و ارزیابی معاونت فرهنگی و دانشجویی این وزارتخانه و جمعی از اعضای هیات علمی، پژوهشگران و دانشجویان دانشگاه‌های علوم پزشکی و طلاب حوزه های علمیه در مجتمع فرهنگی-آموزشی صندوق رفاه دانشجویان وزارت بهداشت در خزرآباد ساری برگزار شد.

دکتر حسام‌الدین علامه، قائم‌مقام نظارت و برنامه‌ریزی معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت در بخشی از این نشست با تشریح ساختار و تاریخچه کمیسیون آموزش و پژوهش قرآنی در نظام سلامت، گفت: نگاه به حوزه میان‌رشته‌ای«سلامت و دین» نگاهی  علمی و روشمند است و تلاش می‌کنیم که مناطق آمایشی ده‌گانه وزارت بهداشت توانمندی‌ها و ظرفیت‌های خود را در حوزه‌های از پیش طراحی شده بیان کنند و هر یک از مراکز این مناطق کارگروه خود را در این زمینه تشکیل دهد. این کارگروه ها نشست های خاص سالانه را میزبانی کنند و اجلاس ملی هر کدام از موضوعات با همکاری معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت و هر کدام از مراکز متولی هر ۵ سال یکبار برگزار خواهد شد.

وی گفت:حیثت علمی افراد باید به حوزه مطالعات سلامت و دین وارد شود و بدانیم تفاوتی که بین علم غربی بعد از رنسانس با معرفت دینی به وجود آمده در چیست و بر این مبنا نقاط قوت غربی‌ها بویژه در حوزه روشمندی و تفکر انتقادی را داشته باشیم و نگاه توحیدی کل نگر و ابدیت گرای خود را نیز داشته باشیم و یک کار تلفیقی و ترکیبی انجام دهیم؛ این هدف در سایه تلاش و مجاهدت و به دور از سطحی‌زدگی اتفاق می‌افتد و مسیر سختی است که باید برای طی کردن آن از نگاه علما و دانشمندان طراز اول بهره ببریم.

علامه با بیان اینکه هماکنون در شروع کار هستیم و تاکنون این کار روشمند، همه‌جانبه، دارای نقشه جامع و پارادایم و چارچوب علمی در حوزه پژوهش‌های سلامت و دین وجود نداشته است، عنوان کرد: نگاه به این حوزه باید نگاه حل مسأله باشد و  معضلات جامعه در اولویت قرار گیرد و این کار پژوهشگران بویژه جوان‌تر است.

قائم‌مقام نظارت و برنامه‌ریزی معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، افزود: پژوهش‌های حوزه سلامت و دین اگر با روشمندی کامل پیش رود، از حجیت عقلانی نیز برخوردار است، ولی امری مقدس نیست و چون علمی است می‌تواند تغییر کند.

وی گفت: قطعا در این راه باید از افراط و تفریط و نگاه‌های جناحی و سیاسی پرهیز کنیم و پژوهشگران این حوزه باید از مدارای علمی به معنای صحیح آن برخوردار باشند. در این حوزه با هسته‌ای از بهترین صاحبنظران حوزه سلامت و دین همکاری داریم و با بزرگان حوزه علمیه نیز در ارتباطیم و با روشمندی به پیش می‌رویم؛ ضرورت دارد کسانی که به این حوزه می‌آیند باید اهل مدارای علمی به معنای درست آن باشند و مدارای علمی لازمه هم اندیشی است و مطالعه میان‌رشته‌ای کاری گروهی است‌ و نباید در این حوزه مطلق‌اندیش بود.

حسام‌الدین علامه ابراز امیدواری کرد، فرهنگی را که دفتر طب اسلامی وزارت بهداشت چند سالی شروع کرده و معاونت فرهنگی و دانشجویی این وزارتخانه نیز به آن پیوسته است با برنامه‌ریزی بیشتر و نقشه جامع‌تر و دقیق‌تر به پیش رود.

وی با بیان اینکه مسیری که در حال طی کردن آن هستیم سلامت فراگیر با همه ابعاد و طب فراگیر با رویکرد روشمند است، گفت: در این حوزه هیچ متن از پیش تعریف شده‌ای وجود ندارد اما با هسته‌ای فکری از بهترین صاحب‌نظران مطالعات میان‌رشته‌ای سلامت و دین همکاری داریم و اگر چه مسیرمان از پیش مشخص و طراحی‌شده نیست اما مسیری روشمند است که با مشورت صاحبنظران و علما سعی می کنیم آن را طی کنیم.

  • ۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • هویت

ادامه‌ی پست

مهدی سعادتی بعنوان نماینده کانون ها دانشجویی انتخاب گردید



به گزارش هویت ما یزد؛انتخابات نماینده دبیران کانون های فرهنگی با حضور معاونت فرهنگی دانشجویی و مسول نهاد رهبری و مدیر فرهنگی در تاریخ ۹۷/۰۲/۰۲ برگزار شد.

در این جلسه ابتدا با توضیحات متوسل مسئول نهاد رهبری و دکتردهقانی معاون فرهنگی دانشجویی شروع شد و با توضیحات عسکری مدیر فرهنگی در باب کانون ها  و روند انها در یکسال گذشته ادامه یافت

سپس با توضیحات مدیر فرهنگی درباره انتخابات و اشاره به ایین نامه،انتخابات انجام گرفت؛

در دور اول

حمیدرضازارع   ۸ رای

مهدی سعادتی ۸ رای

و یک رای باطله

که با این حساب انتخابات به دور دوم کشیده شد

که با شمارش ارای ماخوذه

مهدی سعادتی با ۱۰ رای نسبت به ۷ رای حمیدرضا زارع

مهدی‌سعادتی به عنوان نماینده دبیران کانون های فرهنگی انتخاب شد.

  • ۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • هویت

ادامه‌ی پست

تبارشناسی، معنایابی و اعتبارسنجی روایات طبی، پیش‌نیاز پژوهش‌های میان‌رشته‌ای«طب و حدیث» است

عضو هیات علمی دانشگاه قرآن و حدیث در بخشی از کارگاه‌های نخستین روز نشست علمی و پژوهشی مطالعات میان‌رشته‌ای«سلامت و دین»، به تبیین راهکارهای تعامل در این حوزه پرداخت و تبارشناسی، معنایابی و اعتبارسنجی روایات طبی را سه پیش‌نیاز مهم در پژوهش‌های میان‌رشته‌ای«طب و حدیث» دانست.

به گزارش هویت ما، نخستین روز از نشست علمی وپژوهشی مطالعات میان‌رشته‌ای«سلامت و دین» دوشنبه، سوم اردیبهشت‌ماه در صندوق رفاه دانشجویان وزارت بهداشت در خزرآباد ساری برگزار شد.

حجت الاسلام و المسلمین مسعودی، عضو هیات علمی و قائم‌مقام دانشگاه قرآن و حدیث در این نشست سراسری به برشماری عرصه های تعامل دین و علم پرداخت و گفت: به طور کلی تعامل دین و علم در هفت الی هشت عرصه به وسیله تعاملات فکری و تجربی دسته‌بندی می شود.

عرصه های تعامل دین و علم

وی افزود: نخستین عرصه، سوال آفرینی است؛ در این عرصه ما به هیچ وجه از سوال نمی هراسیم بلکه از آن استقبال می کنیم؛ اگر دانش پزشکی از حدیث سوالی داشته باشد ما خوشحال می شویم زیرا سوال باعث می شود که لایه های زیرین مفهوم، منطوق و منظور حدیث را دریابیم یا حداقل به آن نزدیک شویم. پاسخگویی به سوالات یکدیگر عرصه دومی است که حدیث و دانش پزشکی می توانند به  هم خدمت کنند. عرصه دیگر پیشنهاد فرضیه برای آغاز فرآیند پژوهش های خاص است و همانگونه که می دانید فرضیه ها حدس های صائب یا تقریبا صائبی است که پژوهشگر از پی مطالعات متمرکز بر روی یک مساله به ذهن فرد می رسد و صرفا یک حدس بدون پشتوانه نیست؛ این فرضیه را می توان از احادیث گرفت و البته اینکه به سراغ چه نوع حدیثی رفت جای بحث و بررسی بیشتری دارد که کاری دشوار و نیازمند مطالعات پیشین است.

مسعودی اظهار کرد: همچنین می توان در اخلاق پژوهش یا در مشروعیت آزمایش های علمی و پزشکی که فرآیندهای تحقیق نیازمند به آن است از احادیث بهره برد. مرحله دیگری که باز نباید موجب هراس شود، مرحله تعارض میان دانش پزشکی و احادیث است؛ در حالی که این تعارض ما را می ترساند اما این مهم می تواند آغاز یک پژوهش جدی تر شود. مرحله تعارض آفرینی می تواند باعث شود که فرآیندهای تحقیق را چه در قسمت دینی و چه در قسمت علمی به صورت جدی تری از ابتدا تا انتها بازدید و بازپژوهشی کنیم و در مرحله بازپژوهشی فرآیند  تحقیق حدیثی و علمی متوجه برخی خلاهای پژوهشی یا کم دقتی در استفاده از مواد خام تحقیق می شویم که گاهی اوقات یا باعث تغییر فهم ما از حدیث می شود و یا داده علمی به صورت عام و مطلق باقی نماند.

عضو هیات علمی دانشگاه قرآن و حدیث گفت: همچنین در جهت بخشی و سربرآوردن علم از دل احادیث نیز می توانیم استفاده های متقابل داشته باشیم ولی هنوز در مرحله ای که بتوانیم بگوییم یک دانش مستقل از حدیث استخراج می شود بر طبق دانسته های بنده نمی توانیم بگوییم که هنوز یک دانش را می توان از دل حدیث بیرون بکشیم یا نقد کنیم و در این عرصه ها باید منتظر پژوهش های نسل های بعد باشیم.

روش تالیفی، روش گزاره‌سازی منتاظر و روش گفت‌وگوی مشارکتی سه روش برای برقراری تعامل میان پزشکی و حدیث است

وی در بخش دیگری از سخنانش به چگونگی برقراری تعامل میان پزشکی و حدیث پرداخت و گفت: تالیفی، گزاره‌سازی منتاظر و گفت‌وگوی مشارکتی سه روشی است که در عرصه علمی تحقیقی ایران برای برقراری این پیوند وجود دارد.

قائم مقام دانشگاه قرآن و حدیث اظهار کرد: در روش تالیفی که ابتدایی‌ترین و عمومی‌ترین روش در پژوهش های میان رشته ای است، هر یک از فرآیندهای تحقیق در احادیث و همچنین علوم پزشکی به صورت مستقل و جداگانه تا به آخر طی می شود و پس از پایان پژوهش به سراغ احادیثی که با موضوع تحقیق او متناظر و مناسب است می رود و از آن نیز در مقاله علمی خود استفاده می کند؛ از سوی دیگر ممکن است یک پژوهشگر حدیثی به یک موضوع علمی علاقمند شود و احادیث مرتبط با آن موضوع را دسته بندی و گردآوری کند و نتایجی را نیز بگیرد. مشکل این روش این است که شخص فرآیند تحقیقی را پایان برده و به یافته های خود دل بسته است و علاقمند است آنچه را که از حوزه دیگر وام می گیرد، موید یافته های او باشد. بنابراین یک پژوهشگر علمی به صرف اینکه یک حدیث را موید یافته خود می یابد دیگر به سراغ احادیث معارض حدیث نخست نمی رود و بدون کاووش از رجال و سند حدیث و تفسیرها و تبیین هایی که در مورد حدیث است از آن استفاده می کند و بر حدیث متمرکز نمی شود. نیازی که در چند دهه اخیر به استفاده از دین در حوزه های علمی داشته ایم این شکل کار را سامان داده اما در واقع چیزی جز ضمیمه کردن دو فرآورده پژوهشی به یکدیگر نیست و تعاملی به معنای درگیری ذهنی و تاثیر معنایی رو هم ندارد و فقط یک روش تالیفی و انضمامی است.

وی پس از ارائه تعریف گزاره، به تبیین روش دوم پرداخت و گفت: روش گزاره سازی متناظر اینگونه است که مساله خود را اگر کلان باشد به صورت ریزنظام های تحت آن موضوع کلان در می آورند و آن موضوع ریز نظام را نیز به صورت گزاره های یک ارزشی به این معنا که گزاره یا مقبول علم است و یا خیر در می آوردند؛ این نگاه در حوزه مقابل نیز وجود دارد. در ادامه تلاش می کنند برای این گزاره های ریز شده گزاره های دینی و حدیثی پیدا کنند و سپس به صورت تناظر همسان یک به یک بین گزاره های علمی و احادیث مرتبط با آن ارتباط برقرار می کنند و عبارت دیگر زبانه هایی برای تماس به وجود می آورند. در این روش محقق به دنبال تایید گزاره خود از طریق حدیث نیست و حتی می تواند آن را نقد کند؛ اما مشکل این گزاره این است که در قسمت حدیثی به این نتیجه رسیده ایم که زمانی که احادیث کنار هم می نشینند گاه معنایی می یابند که به صورت مستقل و جداگانه این معنا را نداشته اند. در اینجا روش فهم حدیث است که اهمیت می یابد.

مسعودی افزود: روش سوم و روشی که ما پیشنهاد داده‌ایم، نخستین بار در تحقیقات محققی مصری با نام«عبدالرحمن البدوی» به کار گرفته شده است و در موسسه دارالحدیث دانشگاه قرآن و حدیث نیز از آن بهره بردیم؛ اسم کامل این روش را گفت و گوی گام به گام مشارکتی انتخاب کرده ایم و در این شیوه هیچکدام از فرآیندهای تحقیق را تا پایان نمی بریم؛ بلکه در این روش در هر مرحله و هر گام میان آنچه تا آن زمان به آن دست یافته ایم گفت و گوی مشارکتی میان حدیث پژوه و پژوهشگر علمی برقرار می کنیم. در این روش خرد کردن متن تا آنجا ادامه می یابد که به یک بسته معنادار متشکل از یک خانواده حدیثی برسیم. این تعامل واجد پیش نیازهایی است؛ پیش نیازهای این عرصه حداقل سه مورد است. تبارشناسی روایات طبی، معنایابی احادیث طبی و اعتبارسنجی روایات طبی سه پیش نیاز مهم این عرصه است که باید به جد مورد توجه قرار گیرد.

  • ۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • هویت

ادامه‌ی پست

نشست مشترک مدیران معاونت فرهنگی واموردانشجویی با معاون توسعه ومدیریت منابع دانشگاه

دراین نشست مدیران معاونت فرهنگی واموردانشجویی پیرامون برنامه عملیاتی وهزینه های پیش بینی شده سال جدید با معاون توسعه ومدیریت منابع دانشگاه رایزنی کردند.

به گزارش هویت ما زنجان ، ظهر امروز معاون ومدیران معاونت فرهنگی واموردانشجویی طی نسشتی مشترک با معاون توسعه ومدیریت منابع ومدیران مالی دانشگاه درمورد هزینه واختصاص منابع مالی حوزه معاونت فرهنگی واموردانشجویی رایزنی کردند.

دکتر مهران محسنی معاون فرهنگی ودانشجویی برتوجه بیشتر به حوزه معاونت خود تاکید نمود.وی گفت:هزینه در حوزه دانشجویی تاثیر بسیار زیادی برروی کیفیت تحصیل ،پژوهش وپیشرفت دانشجویان دارد،لذا؛ حمایت وتوجه بیشتر به حوزه دانشجویی راخواستارشد.دکتر محسنی اضافه کرد :ما در هزینه کرد خود کمال ونهایت صرفه جویی را رعایت می کنیم واز هرگونه تجملگرایی بدور هستیم. اعتبارات مالی را در حدنیازوضرورت مصرف می کنیم.  

دکتر مصطفی محمدی جانشین معاون فرهنگی واموردانشجویی  با یادآوری ظرفیت وپتانسیل دانشجویان  گفت:باید از ظرفیت های دانشجویان درانجام امورواجرای برنامه های دانشگاه بخصوص حوزه فرهنگی دانشگاه استفاده کرد.

ناصر خلیلی معاون مدیر دانشجویی یکی از علت های هزینه زیاد دانشگاه رادر پراکندگی وغیر استانداردبودن فضای فیزیکی واحدها دانست وی تاکیدنمود:در حوزه دانشجویی احداث خوابگاه مرکزی می تواند هزینه های دانشگاه رادراین حوزه به مقدار قابل توجهی کاهش دهد.

ولی اله صحبتلو مدیر تعالی فرهنگی براختصاص بودجه مستقل برای حوزه مدیریت فرهنگی تاکید کردوگفت:برای فعالیت های حوزه فرهنگی اعتبار مشخصی تعیین واعلام شود تا ما براساس این اعتبار برای فعالیت فرهنگی برنامه مشخصی تدوین نماییم.

دکتر محمدرضا مهراسبی معاون توسعه ومدیریت منابع دانشگاه از مدیران معاونت فرهنگی ودانشجویی خواست برنامه های خودرا ارائه دهند.وی اظهارکرد:مدیران باید در فرآیند هزینه به سمت راهکارهای بهینه حرکت کنند.وی براختصاص بودجه مستقل برای معاونت فرهنگی ودانشجویی تاکید کرد.

فاطمه باقری مدیر اموردانشجویی توضیحاتی در خصوص کیفیت وتنوع غذای دانشجویان ارائه کرد.باقری لزوم انجام تعمیرات وبهینه سازی خوابگاه های دانشجویی را ضروری دانست. 

  • ۳ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • هویت

ادامه‌ی پست

دیدار دانشجویان دختر علوم پزشکی شهرکرد با جانباز دفاع مقدس

۱۶نفر از خواهران دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد با هماهنگی اعضای تشکل انجمن اسلامی دانشجویان در روز جانباز با خانواده‌ی یکی از جانبازان ملاقات کردند

به گزارش هویت ما، اعضای تشکل انجمن اسلامی به مناسبت ولادت حضرت عباس(ع) و روز جانباز در تاریخ۱۳۹۷/۲/۱ دیداری را با جانباز استان چهارمحال و بختیاری ترتیب دادند.

طی این دیدار جانباز گرانقدر دفاع مقدس در پاسخ به سوال یکی از هویت ما در رابطه با این که عامل اصلی ایجاد دغدغه دفاع ازدین و وطنشان چه بود، گفت: مسلما عامل اصلی ایمان بود؛ ایمانی که امام در دل این امت ایجاد کرد و چنانچه ایمان به آرمان های مقدس این نظام وانقلاب اسلامی نبود، چه بسا درلحظه ی آخرازدفاع فارغ می‌شدیم. وی در توجیه مقوله ی ولایت فقیه و لزوم حمایت از رهبری انقلاب اسلامی افزود: رهبر کنونی انقلاب تایید شده ی بنیان گذارکبیرانقلاب، اساتید ایشان و علمای به نام اسلام هستند و اطاعت از ولی حاضر از منظـر عقلانی و دینی لازم است.

وی هم‌چنین درپاسخ به سوال یکی از اعضای واحد خواهران انجمن اسلامی در این مورد که آیا همچون افراد معلوم الحالی که مدام پی سهم‌خواهی ازانقلاب اسلامی هستند، سهمی ازانقلاب رابرای خود می‌طلبند گفتند: آن‌چه ما برایش ازخود گذشتیم، مسلما آن چنان ارزشی برای ما دارد که اگر عاقلانه فکرکنیم باچیز دیگری قابل معامله نیست.

درپایان به عنوان آخرین توصیه به قشر دانشجو، این جانباز گرامی آنها را تشویق به مطالعه ی عمیق کتاب چهل حدیث امام خمینی (ره) کرده و این کتاب را به عنوان راه گشای شناخت تفکر اصیل انقلابی و اسلامی شمردند.

  • ۳ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • هویت

ادامه‌ی پست

راهکارهای تعامل پژوهشگران مطالعات میان‌رشته‌ای«سلامت و دین» بررسی شد

در نخستین روز از نشست علمی و پژوهشی مطالعات میان رشته ای«سلامت و دین»، راهکارهای تعامل میان پژوهشگران حوزه‌های سلامت و دین بررسی شد.

به گزارش هویت ما، نخستین روز از نشست سراسری علمی و پژوهشی مطالعات میان رشته ای«سلامت و دین» دوشنبه، سوم اردیبهشت‌ماه با حضور جمعی از اعضای هیات علمی، پژوهشگران و دانشجویان دانشگاه‌های علوم پزشکی و طلاب حوزه‌های علمیه در صندوق رفاه دانشجویان وزارت بهداشت برگزار شد.

از جمله برنامه‌های روز اول این نشست، برگزاری دو کارگاه تخصصی با عنوان«نحوه تعامل حدیث و دانش‌های طبیعی با مروری بر دانش پزشکی» و «مرور مفاهیم سلامت و بیماری» در فلسفه پزشکی بود که در دو نوبت صبح و عصر برگزار شد. 

حجت الاسلام و المسلمین مسعودی، عضو هیات علمی و قائم‌مقام دانشگاه قرآن و حدیث در کارگاه تخصصی«نحوه تعامل حدیث و دانش‌های طبیعی با مروری بر دانش پزشکی»به برشماری عرصه های تعامل دین و علم پرداخت و گفت: به طور کلی تعامل دین و علم در هفت الی هشت عرصه به وسیله تعاملات فکری و تجربی دسته‌بندی می شود.

وی افزود: نخستین عرصه، سوال آفرینی است؛ در این عرصه ما به هیچ وجه از سوال نمی هراسیم بلکه از آن استقبال می کنیم؛ اگر دانش پزشکی از حدیث سوالی داشته باشد ما خوشحال می شویم زیرا سوال باعث می شود که لایه های زیرین مفهوم، منطوق و منظور حدیث را دریابیم یا حداقل به آن نزدیک شویم. پاسخگویی به سوالات یکدیگر عرصه دومی است که حدیث و دانش پزشکی می توانند به  هم خدمت کنند. عرصه دیگر پیشنهاد فرضیه برای آغاز فرآیند پژوهش های خاص است و همانگونه که می دانید فرضیه ها حدس های صائب یا تقریبا صائبی است که پژوهشگر از پی مطالعات متمرکز بر روی یک مساله به ذهن فرد می رسد و صرفا یک حدس بدون پشتوانه نیست؛ این فرضیه را می توان از احادیث گرفت و البته اینکه به سراغ چه نوع حدیثی رفت جای بحث و بررسی بیشتری دارد که کاری دشوار و نیازمند مطالعات پیشین است.

مسعودی اظهار کرد: همچنین می توان در اخلاق پژوهش یا در مشروعیت آزمایش های علمی و پزشکی که فرآیندهای تحقیق نیازمند به آن است از احادیث بهره برد. مرحله دیگری که باز نباید موجب هراس شود، مرحله تعارض میان دانش پزشکی و احادیث است؛ در حالی که این تعارض ما را می ترساند اما این مهم می تواند آغاز یک پژوهش جدی تر شود. مرحله تعارض آفرینی می تواند باعث شود که فرآیندهای تحقیق را چه در قسمت دینی و چه در قسمت علمی به صورت جدی تری از ابتدا تا انتها بازدید و بازپژوهشی کنیم و در مرحله بازپژوهشی فرآیند  تحقیق حدیثی و علمی متوجه برخی خلاهای پژوهشی یا کم دقتی در استفاده از مواد خام تحقیق می شویم که گاهی اوقات یا باعث تغییر فهم ما از حدیث می شود و یا داده علمی به صورت عام و مطلق باقی نماند.

عضو هیات علمی دانشگاه قرآن و حدیث گفت: همچنین در جهت بخشی و سربرآوردن علم از دل احادیث نیز می توانیم استفاده های متقابل داشته باشیم ولی هنوز در مرحله ای که بتوانیم بگوییم یک دانش مستقل از حدیث استخراج می شود بر طبق دانسته های بنده نمی توانیم بگوییم که هنوز یک دانش را می توان از دل حدیث بیرون بکشیم یا نقد کنیم و در این عرصه ها باید منتظر پژوهش های نسل های بعد باشیم.

در کارگاه دوم روز نخست این نشست علمی نیز دکتر علیرضا منجمی، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به مرور مفاهیم سلامت و بیماری در فلسفه پزشکی پرداخت.

وی نخست به برشماری تفاوت‌های علوم طبیعی، علوم اجتماعی و علوم انسانی پرداخت و در ادامه روش‌شناسی علوم مختلف را متفاوت عنوان کرد که بخشی از  چالش‌های متداول در بحث میان پژوهشگران را عدم شناخت روش‌شناسی دیگر علوم عنوان کرد.

این استاد دانشگاه در بخش دیگری از این کارگاه به برشماری ویژگی‌های حوزه میان‌رشتگی پرداخت و سهم رشته‌ها در پیشبرد اهداف این دست پژوهش‌ها، فراتر رفتن از قالب‌های سخت رشته‌، گفت‌وگو، تلاش برای درک طرف مقابل، مسأله‌محوری، تاثیر معرفت تولید شده بر همه رشته‌های درگیر و حوزه پژوهشی را از جمله مولفه‌های موثر در شکل‌گیری تعامل میان پژوهشگران علاقمند به حوزه میان رشتگی عنوان کرد.


پخش فیلم سینمایی«ماجرای نیمروز» پایان بخش برنامه‌های روز نخست این نشست بود.

گفتنی است در روز دوم این نشست نیز دکتر سیدمحمدتقی موحد ابطحی، دکترای فلسفه علم و فناوری، روش شناسی مطالعات بین رشته ای علم و دین را با تاکید بر موضوع سلامت برای شرکت‌کنندگان بازگو خواهد کرد.

  • ۳ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • هویت

ادامه‌ی پست

ولادت حضرت امام زین العابدین (ع)

زندگینامه امام سجاد (ع)

حضرت سجاد ( ع ) وی فرزند حسین بن علی بن ابیطالب ( ع ) و ملقب به “سجاد” و “زین العابدین ” می باشد . امام سجاد در سال ۳۸هجری در مدینه ولادت یافت.حضرت سجاد در واقعه جانگداز کربلا حضور داشت ولی به علت بیماری  و تب شدید از آن حادثه جان به سلامت برد ، زیرا جهاد از بیمار برداشته شده است و پدر بزرگوارش- با همه علاقه ای که فرزندش به شرکت در آن واقعه داشت- به او اجازه جنگ کردن نداد . مصلحت الهی این بود که آن رشته گسیخته نشود و امام سجاد وارث آن رسالت بزرگ ، یعنی امامت و ولایت گردد.

این بیماری موقت چند روزی بیش ادامه نیافت و پس از آن حضرت زین العابدین ۳۵سال عمر کرد که تمام آن مدت به مبارزه و خدمت به خلق و عبادت و مناجات با حق سپری شد . سن شریف حضرت سجاد ( ع ) را در روز دهم محرم سال ۶۱هجری که بنا به وصیت پدر و امر خدا و رسول خدا ( ص ) به امامت رسید ، به اختلاف روایات در حدود ۲۴ سال نوشته اند .

مادر حضرت سجاد بنا بر مشهور “شهربانو” دختر یزدگرد ساسانی بوده است . آنچه در حادثه کربلا بدان نیاز بود ، بهره برداری از این قیام و حماسه بی نظیر و نشر پیام شهادت حسین ( ع ) بود ، که حضرت سجاد ( ع ) در ضمن اسارت با عمه اش زینب ( ع ) آن را با شجاعت و شهامت و قدرت بی نظیر در جهان آن رو فریاد کردند .

فریادی که طنین آن قرنهاست باقی مانده و – برای همیشه – جاودان خواهد ماند . واقعه کربلا با همه ابعاد عظیم و بی مانندش پر از شور حماسی و وفا و صفا و ایمان خالص در عصر روز عاشورا ظاهرا به پایان آمد ، اما مأموریت حضرت سجاد ( ع ) و زینب کبری ( س ) از آن زمان آغاز شد . اهل بیت اسیر را از قتلگاه عشق و راهیان به سوی  “الله ” و از کنار نعشهای پاره پاره به خون خفته جدا کردند .

حضرت سجاد ( ع ) را در حال بیماری بر شتری بی هودج سوار کردند و دو پای  حضرتش را از زیر شکم آن حیوان به زنجیر بستند . سایر اسیران را نیز بر شتران سوار کرده ، روانه کوفه نمودند . کوفه ای که در زیر سنگینی و خفقان حاکم بر آن بهت زده بر جای  مانده بود و جرأت نفس کشیدن نداشت ، زیرا ابن زیاد دستور داده بود رؤسای قبایل مختلف را به زندان اندازند و مردم را گفته بود بدون اسلحه از خانه ها خارج شوند .

در چنین حالتی دستور داد سرهای مقدس شهدا را بین سرکردگان قبایلی که در کربلا بودند تقسیم و سر امام شهید حضرت ابا عبد الله الحسین را در جلو کاروان حمل کنند . بدین صورت کاروان را وارد شهر کوفه نمودند . عبید الله زیاد می خواست وحشتی در مردم ایجاد کند و این فتح نمایان خود را به چشم مردم آورد . با این تدبیرهای امنیتی چه شد که نتوانستند جلو بیانات آتشین و پیام کوبنده زن پولادین تاریخ حضرت زینب ( س ) را بگیرند ؟ گویی مردم کوفه تازه از خواب بیدار شده و دریافته اند که این اسیران ، اولاد علی ( ع ) و فرزندان پیغمبر اسلام ( ص ) می باشند که مردانشان در کربلا نزدیک کوفه به شمشیر بیداد کشته شده اند .

همهمه از مردم برخاست و کم کم تبدیل به گریه شد . حضرت سجاد ( ع ) در حال اسارت و خستگی و بیماری به مردم نگریست و فرمود : اینان بر ما می گریند ؟ پس عزیزان ما را چه کسی کشته است ؟ زینب خواهر حسین ( ع ) مردم را امر به سکوت کرد و پس از حمد و ثنای خداوند متعال و درود بر پیامبر گرانقدرش ، حضرت محمد ( ص ) فرمود :

“… ای اهل کوفه ، ای حیلت گران و مکراندیشان و غداران ، هرگز این گریه های شما را سکون مباد . مثل شما ، مثل زنی است که از بامداد تا شام رشته خویش می تابید و از شام تا صبح به دست خود بازمی گشاد . هشدار که بنای ایمان بر مکر و نیرنگ نهاده اید …” . سپس حضرت زینب ( ع ) مردم کوفه را سخت ملامت فرمود و گفت : “همانا دامان شخصیت خود را با عاری و ننگی بزرگ آلود کردید که هرگز تا قیامت این آلودگی را از خود نتوانید دور کرد . خواری و ذلت بر شما باد .

مگر نمی دانید کدام جگرگوشه از رسول الله ( ص ) را بشکافتید ، و چه عهد و پیمان که بشکستید ، و بزرگان عترت و آزادگان ذریه او را به اسیری  بردید ، و خون پاک او به ناحق ریختید …” . مردم کوفه آنچنان ساکت و آرام شدند که گویی مرغ بر سر آنها نشسته ! سخنان کوبنده زینب ( ع ) که گویا از حلقوم پاک علی ( ع ) خارج می شد ، مردم بی وفای کوفه را دچار بهت و حیرت کرد .

شگفتا این صدای علی ( ع ) است که گویا در فضای  کوفه طنین انداز است … . امام سجاد ( ع ) عمه اش را امر به سکوت فرمود . ابن زیاد دستور داد امام سجاد ( ع ) و زینب کبری و سایر اسیران را به مجلس وی آوردند ، و در آن جا جسارت را نسبت به سر مقدس حسین ( ع ) و اسیران کربلا به حد اعلا رسانید ، و آنچه در چنته دناءت و رذالت داشت نشان داد ، و آنچه لازمه پستی ذاتش بود آشکار نمود .


پیام خون و شهادت

ابن زیاد یا پسر مرجانه اسیران کربلا را پس از مکالماتی که در مجلس او ب آنان روی داد ، دستور داد به زندانی پهلوی مسجد اعظم کوفه منتقل ساختند ، و دستور داد سر مقدس امام ( ع ) را در کوچه ها بگردانند تا مردم دچار وحشت شوند . یزید در جواب نامه ابن زیاد که خبر شهادت حسین ( ع ) و یارانش و اسیر کردن اهل و عیالش را به او نوشته بود ، دستور داد سر حسین ( ع ) و همه یارانش را و همه اسیران را به شام بفرستند . بر دست و پا و گردن امام همام حضرت سجاد زنجیر نهاده ، بر شتر سوارش کردند و اهل بیت را چون اسیران روم و زنگبار بر شتران بی جهاز سوار کردند و راهی شام نمودند . اهل بیت عصمت از راه بعلبک به شام وارد شدند .

روز اول ماه صفر سال ۶۱هجری – شهر دمشق غرق در شادی و سرور است ، زیرا یزید اسیران کربلا را که اولاد پاک رسول الله هستند ، افراد خارجی و یاغیگر معرفی کرده که اکنون در چنگ آنهایند – یزید دستور داد اسیران و سرهای  شهدا را از کنار “جیرون ” که تفریحگاه خارج از شهر و محل عیش و عشرت یزید بود عبور دهند . یزید از منظر جیرون اسیران را تماشا می کرد و شاد و مسرور به نظر می رسید ، همچون فاتحی بلا منازع ! در کنار کوچه ها مردم ایستاده بودند و تماشا می کردند .

پیرمردی از شامیان جلو آمد و در مقابل قافله اسیران بایستاد و گفت : “شکر خدای را که شما را کشت و شهرهای اسلام را از شر مردان شما آسوده ساخت و امیر المؤمنین یزید را بر شما پیروزی داد” . امام زین العابدین ( ع ) به آن پیرمردی  که در آن سن و سال از تبلیغات زهرآگین اموی در امان نمانده بود ، فرمود : “ای  شیخ ، آیا قرآن خوانده ای ؟” . گفت : آری . فرمود : این آیه را قراءت کرده ای  : قل لا أسئلکم علیه أجرا الا المودة فی القربی . گفت : آری . امام ( ع ) فرمود : آن خویشاوندان که خداوند تعالی به دوستی آنها امر فرموده و برای رسول الله اجر رسالت قرار داده ماییم .

سپس آیه تطهیر را که در حق اهل بیت پیغمبر ( ص ) است تلاوت فرمود : “انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا” . پیرمرد گفت : این آیه را خوانده ام . امام ( ع ) فرمود : مراد از این آیه ماییم که خداوند ما را از هر آلایش ظاهر و باطن پاکیزه داشته است . پیرمرد بسیار تعجب کرد و گریست و گفت چقدر من بی خبر مانده ام . سپس به امام ( ع ) عرض کرد : اگر توبه کنم آیا توبه ام پذیرفته است ؟ امام ( ع ) به او اطمینان داد . این پیرمرد را به خاطر همین آگاهی شهید کردند . باری ، قافله اسیران راه خدا را در جلو مسجد جامع دمشق متوقف ساختند .

سپس آنها را در حالی که به طنابها بسته بودند به زندانی  منتقل کردند . چند روزی  را در زندان گذراندند ، زندانی خراب . به هر حال یزید در نظر داشت با دعوت از برجستگان هر مذهب و سفیران و بزرگان و چاپلوسان درباری مجلسی فراهم کند تا پیروزی ظاهری خود را به همه نشان دهد . در این مجلس یزید همان جسارتی را نسبت به سر مقدس حضرت سید الشهداء انجام داد که ابن زیاد ، دست نشانده پلیدش در کوفه انجام داده بود . چوب دستی خود را بر لب و دندانی نواخت که بوسه گاه حضرت رسول الله ( ص ) و علی مرتضی و فاطمه زهرا علیهما السلام بوده است .

وقتی  زینب ( ع ) این جسارت را از یزید مشاهده فرمود و اولین سخنی که یزید به حضرت سید سجاد ( ع ) گفت چنین بود : “شکر خدای را که شما را رسوا ساخت ” ، بی درنگ حضرت زینب ( ع ) در چنان مجلسی بپاخاست.

دلش به جوش آمد و زبان به ملامت یزید و یزیدیان گشود و با فصاحت و بلاغت علوی پیام خون و شهادت را بیان فرمود و در سنگر افشاگری پرده از روی سیه کاری یزید و یزیدیان برداشت ، و خلیفه مسلمین را رسواتر از مردم کوفه نمود . اما یزید سر به زیر انداخت و آن ضربات کوبنده و بر باد دهنده شخصیت کاذب خود را تحمل کرد ، و تنها برای جواب بیتی خواند که ترجمه آن این است : “ناله و ضجه از داغدیدگان رواست و زنان اجیر نوحه کننده را مرگ درگذشته آسان است ” .


امام سجاد ( ع ) در دمشق

علاوه بر سخنانی که حضرت سجاد ( ع ) با استناد به قرآن کریم فرمود و حقیقت را آشکار کرد ، حضرت زین العابدین ( ع ) وقتی با یزید روبرو شد – در حالی که از کوفه تا دمشق زیر زنجیر بود – فرمود : ای یزید ، به خدا قسم ، چه گمان می بری اگر پیغمبر خدا ( ص ) ما را به این حال بنگرد ؟ این جمله چنان در یزید اثر کرد که دستور داد زنجیر را از آن حضرت برداشتند ، و همه اطرافیان از آن سخن گریستند.

فرصت بهتری که در شام به دست امام چهارم آمد ، روزی بود که خطیب رسمی  بالای منبر رفت و در بدگویی علی ( ع ) و اولاد طاهرینش و خوبی معاویه و یزید داد سخن داد . امام سجاد ( ع ) به یزید گفت : به من هم اجازه می دهی روی این چوبها بروم و سخنانی بگویم که هم خدا را خشنود سازد و هم برای مردم موجب اجر و ثواب باشد ؟ یزید نمی خواست اجازه دهد ، زیرا از علم و معرفت و فصاحت و بلاغت خانواده عصمت علیهم السلام آگاه بود و بر خود می ترسید .

مردم اصرار کردند . ناچار یزید قبول کرد . امام چهارم ( ع ) پای به منبر گذاشت و آنچنان سخن گفت که دلها از جا کنده شد و اشکها یکباره فرو ریخت و شیون از میان زن و مرد برخاست .

خلاصه بیانات امام ( ع ) چنین بود : “ای مردم شش چیز را خدا به ما داده است و برتری ما بر دیگران بر هفت پایه است . علم نزد ماست ، حلم نزد ماست ، جود و کرم نزد ماست ، فصاحت و شجاعت نزد ماست ، دوستی قلبی مؤمنین مال ماست . خدا چنین خواسته است که مردم با ایمان ما را دوست بدارند ، و این کاری است که دشمنان ما نمی توانند از آن جلوگیری کنند” .

سپس فرمود : “پیغمبر خدا محمد ( ص ) از ماست ، وصی او علی بن ابیطالب از ماست ، حمزه سید الشهداء از ماست ، جعفر طیار از ماست ، دو سبط این امت حسن و حسین ( ع ) از ماست ، مهدی این امت و امام زمان از ماست ” . سپس امام خود را معرفی کرد و کار به جایی رسید که خواستند سخن امام را قطع کنند ، پس دستور دادند تا مؤذن اذان بگوید . امام ( ع ) سکوت کرد .

تا مؤذن گفت : اشهد ان محمدا رسول الله . امام عمامه از سر برگرفت و گفت : ای مؤذن تو را به حق همین محمد خاموش باش . سپس رو به یزید کرد و گفت : آیا این پیامبر ارجمند جد تو است یا جد ما ؟ اگر بگویی جد تو است همه می دانند دروغ می گویی ، و اگر بگویی جد ماست ، پس چرا فرزندش حسین ( ع ) را کشتی ؟ چرا فرزندانش را کشتی ؟ چرا اموالش را غارت کردی ؟ چرا زنان و بچه هایش را اسیر کردی ؟ سپس امام ( ع ) دست برد و گریبان چاک زد و همه اهل مجلس را منقلب نمود . براستی  آشوبی به پا شد . این پیام حماسی عاشورا بود که به گوش همه می رسید . این ندای  حق بود که به گوش تاریخ می رسید .

یزید در برابر این اعتراضها زبان به طعن و لعن ابن زیاد گشود و حتی بعضی از لشکریان را که همراه اسیران آمده بودند – بظاهر – مورد عتاب و سرزنش قرار داد . سرانجام بیمناک شد و از آنان روی پوشید و سعی کرد کمتر با مردم تماس بگیرد . به هر حال ، یزید بر اثر افشاگریهای امام ( ع ) و پریشان حالی اوضاع مجبور شد در صدد استمالت و دلجویی حال اسیران برآید . از امام سجاد ( ع ) پرسید : آیا میل دارید پیش ما در شام بمانید یا به مدینه بروید ؟ امام سجاد ( ع ) و زینب کبری ( ع ) فرمودند : میل داریم پهلوی  قبر جدمان در مدینه باشیم .


حرکت به مدینه

در ماه صفر سال ۶۱هجری اهل بیت عصمت با جلال و عزت به سوی مدینه حرکت کردند . نعمان بن بشیر با پانصد نفر به دستور یزید کاروان را همراهی کرد . امام سجاد و زینب کبری و سایر اهل بیت به مدینه نزدیک می شدند . امام سجاد ( ع ) محلی در خارج شهر مدینه را انتخاب فرمود و دستور داد قافله در آنجا بماند . نعمان بن بشیر و همراهانش را اجازه مراجعت داد .

امام ( ع ) دستور داد در همان محل خیمه هایی برافراشتند . آنگاه به بشیر بن جذلم فرمود مرثیه ای بسرای و مردم مدینه را از ورود ما آگاه کن . بشیر یکسر به مدینه رفت و در کنار قبر رسول الله ( ص ) با حضور مردم مدینه ایستاد و اشعاری  سرود که ترجمه آن چنین است : “هان ! ای مردم مدینه شما را دیگر در این شهر امکان اقامت نماند ، زیرا که حسین ( ع ) کشته شد ، و اینک این اشکهای من است که روان است . آوخ ! که پیکر مقدسش را که به خاک و خون آغشته بود در کربلا بگذاشتند ، و سرش را بر نیزه شهر به شهر گردانیدند” .

شهر یکباره از جای کنده شد . زنان بنی هاشم صدا به ضجه و ناله و شیون برداشتند . مردم در خروج از منزلهای  خود و هجوم به سوی خارج شهر بر یکدیگر سبقت گرفتند . بشیر می گوید : اسب را رها کردم و خود را به عجله به خیمه اهل بیت پیغمبر رساندم . در این موقع حضرت سجاد ( ع ) از خیمه بیرون آمد و در حالی که اشکهای روان خود را با دستمالی پاک می کرد به مردم اشاره کرد ساکت شوند ، و پس از حمد و ثنای الهی لب به سخن گشود و از واقعه جانگداز کربلا سخن گفت .

از جمله فرمود : “اگر رسول الله ( ص ) جد ما به قتل و غارت و زجر و آزار ما دستور می داد ، بیش از این بر ما ستم نمی رفت ، و حال اینکه به حمایت و حرمت ما سفارش بسیار شده بود . به خدا سوگند به ما رحمت و عنایت فرماید و از دشمنان ما انتقام بگیرد” . سپس امام سجاد ( ع ) و زینب کبری ( ع ) و یاران و دلسوختگان عزای حسینی  وارد مدینه شدند .

ابتدا به حرم جد خود حضرت رسول الله ( ص ) و سپس به بقیع رفتند و شکایت مردم جفاپیشه را با چشمانی اشک ریزان بیان نمودند . مدتها در مدینه عزای حسینی برقرار بود . و امام ( ع ) و زینب کبری از مصیبت بی نظیر کربلا سخن می گفتند و شهادت هدفدار امام حسین ( ع ) را و پیام او را به مردم تعلیم می دادند و فساد دستگاه حکومت را بر ملا می کردند تا مردم به عمق مصیبت پی  ببرند و از ستمگران روزگار انتقام خواستن را یاد بگیرند .

آن روز در جهان اسلام چهار نقطه بسیار حساس و مهم بود : دمشق ، کوفه ، مکه و مدینه ، حرم مقدس رسول الله مرکز یادها و خاطره اسلام عزیز و پیامبر گرامی  ( ص ) . امام سجاد در هر چهار نقطه نقش حساس ایفا فرمود ، و به دنبال آن بیداری مردم و قیامها و انقلابات کوچک و بزرگ و نارضایتی عمیق مردم آغاز شد . از آن پس تاریخ اسلام شاهد قیامهایی بود که از رستاخیز حسینی در کربلا مایه می گرفت ، از جمله واقعه حره که سال بعد اتفاق افتاد ، و کارگزاران یزید در برابر قیام مردم مدینه کشتارهای عظیم به راه انداختند . اولاد علی ( ع ) هر یک در گوشه و کنار در صدد قیام و انتقام بودند تا سرانجام به قیام ابو مسلم خراسانی  و انقراض سلسله ناپاک بنی امیه منتهی شد .

مبارزه و انتقاد از رفتار خودخواهانه و غیر عادلانه خلفای بنی امیه و بنی  عباس به صورتهای مختلف در مسلمانان بخصوص در شیعیان علی ( ع ) در طول تاریخ زنده شد و شیعه به عنوان عنصر مقاوم و مبارز که حامل پیام خون و شهادت بود در صحنه تاریخ معرفی گردید . گرچه شیعیان همیشه زجرها دیده و شکنجه ها بر خود هموار کرده اند ، ولی همیشه این روحیه انقلابی را حتی  تا امروز – پس از چهارده قرن – در خود حفظ کرده اند . امام سجاد ( ع ) گرچه بظاهر در خانه نشست ، ولی همیشه پیام شهادت و مبارزه را در برابر ستمگران به زبان دعا و وعظ بیان می فرمود و با خواص شیعیان خود مانند “ابو حمزه ثمالی ” و “ابو خالد کابلی ” و … در تماس بود ، و در عین حال به امر به معروف و نهی از منکر اشتغال داشت ، و شیعیان خاص وی معارف دینی و احکام اسلامی را از آن حضرت می گرفتند و در میان شیعیان منتشر می کردند ، و از این راه ابعاد تشیع توسعه فراوانی یافت .

بر اثر این مبارزات پنهان و آشکار بود که برای بار دوم امام سجاد را به امر عبد الملک خلیفه اموی ، با بند و زنجیر از مدینه به شام جلب کردند ، و بعد از زمانی به مدینه برگرداندند . امام سجاد ( ع ) در مدت ۳۵سال امامت با روشن بینی خاص خود هر جا لازم بود ، برای بیداری مردم و تهییج آنها علیه ظلم و ستمگری  و گمراهی کوشید ، و در موارد بسیاری به خدمات اجتماعی وسیعی در زمینه حمایت بینوایان و خاندانهای بی  سرپرست پرداخت ، و نیز از طریق دعاهایی که مجموعه آنها در “صحیفه سجادیه ” گرد آمده است ، به نشر معارف اسلام و تهذیب نفس و اخلاق و بیداری مردم اقدام نمود .


صحیفه سجادیه

صحیفه سجادیه که از ارزنده ترین آثار اسلامی  است ، شامل ۵۷دعا است که مشتمل بر دقیقترین مسائل توحیدی و عبادی و اجتماعی  و اخلاقی است ، و بدان “زبور آل محمد ( ص )” نیز می گویند . یکی از حوادث تاریخ که دورنمایی از تلألؤ شخصیت امام سجاد ( ع ) را به ما می نمایاند – گرچه سراسر زندگی امام درخشندگی و شور ایمان است – قصیده ای است که فرزدق شاعر در مدح امام ( ع ) در برابر کعبه معظمه سروده است .

مورخان نوشته اند : “در دوران حکومت ولید بن عبد الملک اموی ، ولیعهد و برادرش هشام بن عبد الملک به قصد حج ، به مکه آمد و به آهنگ طواف قدم در مسجد الحرام گذاشت . چون به منظور استلام حجر الاسود به نزدیک کعبه رسید ، فشار جمعیت میان او و حطیم حائل شد ، ناگزیر قدم واپس نهاد و بر منبری که برای وی  نصب کردند ، به انتظار فروکاستن ازدحام جمعیت بنشست و بزرگان شام که همراه او بودند در اطرافش جمع شدند و به تماشای  مطاف پرداختند .

در این هنگام کوکبه جلال حضرت علی بن الحسین علیهما السلام که سیمایش از همگان زیباتر وجامه هایش از همگان پاکیزه تر و شمیم نسیمش از همه طواف کنندگان دلپذیرتر بود ، از افق مسجد بدرخشید و به مظاف درآمد ، و چون به نزدیک حجر الاسود رسید ، موج جمعیت در برابر هیبت و عظمتش واپس نشست و منطقه استلام را در برابرش خالی از ازدحام ساخت ، تا به آسانی دست به حجر الاسود رساند و به طواف پرداخت .

تماشای این منظره موجی از خشم و حسد در دل و جان هشام بن عبد الملک برانگیخت و در همین حال که آتش کینه در درونش زبانه می کشید ، یکی از بزرگان شام رو به او کرد و با لحنی آمیخته به حیرت گفت : این کیست که تمام جمعیت به تجلیل و تکریم او پرداختند و صحنه مظاف برای  او خلوت گردید ؟ هشام با آن که شخصیت امام را نیک می شناخت ، اما از شدت کینه و حسد و از بیم آن که درباریانش به او مایل شوند و تحت تأثیر مقام و کلامش قرار گیرند ، خود را به نادانی  زد و در جواب مرد شامی گفت : “او را نمی شناسم ” .

در این هنگام روح حساس ابو فراس ( فرزدق ) از این تجاهل و حق کشی  سخت آزرده شد و با آن که خود شاعر دربار اموی بود ، بدون آن که از قهر و سطوت هشام بترسد و از درنده خویی آن امیر مغرور خودکامه بر جان خود بیندیشد ، رو به مرد شامی کرد و گفت : “اگر خواهی تا شخصیت او را بشناسی از من بپرس ، من او را نیک می شناسم ” . آن گاه فرزدق در لحظه ای از لحظات تجلی ایمان و معراج روح ، قصیده جاویدان خود را که از الهام وجدان بیدارش مایه می گرفت ، با حماسه های افروخته و آهنگی  پرشور سیل آسا بر زبان راند ، و اینک دو بیتی از آن قصیده و قسمتی از ترجمه آن : هذا الذی تعرف البطحاء وطأته والبیت یعرفه والحل والحرم هذا الذی احمد المختار والده صلی علیه الهی ما جری القلم “این که تو او را نمی شناسی  ، همان کسی است که سرزمین “بطحاء” جای گامهایش را می شناسد و کعبه و حل و حرم در شناسائیش همدم و همقدمند .

این کسی است که احمد مختار پدر اوست ، که تا هر زمان قلم قضا در کار باشد ، درود و رحمت خدا بر روان پاک او روان باد … این فرزند فاطمه ، سرور بانوان جهان است و پسر پاکیزه گوهر وصی پیغمبر است ، که آتش قهر و شعله انتقام خدا از زبانه تیغ بی دریغش همی درخشد …” . و از این دست اشعاری  سرود که همچون خورشید بر تارک آسمان ولایت می درخشد و نور می پاشد .

وقتی قصیده فرزدق به پایان رسید ، هشام مانند کسی که از خوابی گران بیدار شده باشد ، خشمگین و آشفته به فرزدق گفت : چرا چنین شعری – تا کنون – در مدح ما نسروده ای ؟ فرزدق گفت : جدی بمانند جد او و پدری همشأن پدر او و مادری  پاکیزه گوهر مانند مادر او بیاور تا تو را نیز مانند او بستایم . هشام برآشفت و دستور داد تا نام شاعر را از دفتر جوایز حذف کنند و او را در سرزمین “عسفان ” میان مکه و مدینه به بند و زندان کشند .

چون این خبر به حضرت سجاد ( ع ) رسید دستور فرمود دوازده هزار درهم به رسم صله و جایزه نزد فرزدق بفرستند و عذر بخواهند که بیش از این مقدور نیست . فرزدق صله را نپذیرفت و پیغام داد : “من این قصیده را برای رضای خدا و رسول خدا و دفاع از حق سروده ام و صله ای نمی خواهم ” . امام ( ع ) صله را بازپس فرستاد و او را سوگند داد که بپذیرد و اطمینان داد که چیزی  از ارزش واقعی آن ، در نزد خدا کم نخواهد شد . باری ، این فضایل و ارزشهای واقعی است که دشمن را بر سر کینه و انتقام می آورد . چنانکه نوشته اند : سرانجام به تحریک هشام ، خلیفه اموی ، ولید بن عبد الملک ، امام زین العابدین و سید الساجدین ( ع ) را مسموم کرد و در سال ۹۵ هجری  درگذشت و در بقیع مدفون شد .

  • ۳ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • هویت

ادامه‌ی پست